تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی .... قسمت 2
فرياد آزادى و استقلال و مسئوليت نسبت بهنسل آينده
درد ملت كه الان فريادش بلند است همه فرياد اين است كه ما آزادى مى خواهيم ، ما استقلال مى خواهيم ، ما نمى خواهيم كه اين مخازن ما را به باد فنا بدهد، بعد از بيست سال ديگر نه نفت داريم ، زراعتمان هم كه از بين بردند هيچ چيزنداريم . وقتى هيچ چيز ندارد اين ملت ، آن وقت چطور زندگى كند؟ اين نسل آينده چطور زندگى بايد بكند؟ ما مسؤ وليم نسبت به نسل آينده .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :197 تاريخ سخنرانى :2/8/57
آزادى و استقامت امت
ما مى خواهيم يك ملت را آزاد كنيم ، ما مى خواهيم يك امت را آزاد كنيم ، ما مى خواهيم يك امت را مستقل كنيم ، ما مى خواهيم از زير بار آمريكا و انگلستان و روسيه بيرون برويم ، البته فداكارى مى خواهد، جوان دادن مى خواهد، حبس مى خواهد. ده سال حبس مى خواهد لازم است اين امور، همه چيز لازم دارد و ما اصلا در اين معنا ناراحت نيستيم كه داريم حبس مى رويم ، جوان هاى ما دارند از بين مى روند، براى اينكه در مقابل حق است ، براى خداست .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :820 تاريخ سخنرانى :3/8/57
استقلال و آزادى در سايه حكومت عدل اسلامى
بايد ملت ما از روحانى و سياسى تا دانشگاهى و بازارى و دهقان و كارگر و كارمند از موضع قاطعى كه تاكنون داشته اند كه آن برچيده شدن رژيم منحط پهلوى و به دست آوردن استقلال و آزادى در سايه حكومت عدل اسلامى است ، يك قدم عقب نشينى نكنند كه عقب نشينى ، كشتار سفاكانه شاه را افزايش مى دهد و سستى در اين راه ، خون پاك جوانان ما را پايمال مى گرداند و مسؤ وليت به عهده همه ماست .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :211 تاريخ سخنرانى :4/8/57
بيرون آمدن از اسارت
ما مى خواهيم آزاد باشيم ، ما در مملكتمان استقلال مى خواهيم ، آزادى خواهيم ، بچه هاى ما هم دارند داد مى زنند اين معنى را، پيرمردهايمان هم دارند مى گويند همين معنا را...
...اينها مى خواهند آزاد باشند گرفتار بودند، پنجاه سال اختناق ، اينها مى خواهند كه مستقل باشند، سالهاى طولانى بيش از پنجاه سال تحت اسارت بودند، مى خواهند بيرون بيايند از اين اسارت .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :242 تاريخ سخنرانى :8/8/57
هدف برنامه نهضت
مردم از اختناق و خيانتهاى پنجاه ساله به جان آمده و براى مطالبه حقوق اوليه خود قيام نموده اند ما آنان را در اين راه حياتى مشروع ، چه زمانى كه در ايران بوديم و چه در خارج ايران تشويق مى كنيم ...
هدف ما برقرارى جمهورى اسلامى است و برنامه ما تحصيل آزادى و استقلال است و تصفيه وزارتخانه ها و حذف ماده هايى كه رضاشاه و شاه فعلى با سرنيزه در قانون گنجانده اند و حذف مواد مربوط به سلطنت مشروطه .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :264 تاريخ سخنرانى :11/8/57
تز آزادى و استقلال
ما حقمان را مى خواهيم ، ما آزادى مى خواهيم ، ما استقلال مى خواهيم ، اين ارتجاع است ؟ مال ما را بردن ارتجاع نيست ! تمدن است ؟ مالمان را مى خواهيم ندهيم ، مرتجع هستيم ؟ ما را در قيد و بند مى خواهيد نگه داريد واسير تا آخر نگه داريد، شما مرتجع نيستيد؟ اما ما كه مى گوييم آزادخواهيم باشيم ، ما مرتجع هستيم ؟! اگر ما دست برداريم ازآن تز خودمان ، از اين مقصد خودمان ، تا آخر زير بار اين ظلم و اين ستم ، تا آخر بايد باشيم .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :277 تاريخ سخنرانى :11/8/57
نجات از ظلم براى زندگى انسانى
شما به مردم بگوييد كه مردم ايران يك مردمى هستند كه مى خواهند از دست اين ظلم نجات پيدا بكنند، مى خواهند آزاد بشوند، مى خواهند مستقل بشوند، مى خواهند زندگى انسانى بكنند و اين مرد نمى گذارد اين كار را بكنند.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :125 تاريخ سخنرانى :21/8/57
مملكت آزاد و مستقل
اينها آزادى مى خواهند كه همه بشر مى خواهد، استقلال مى خواهند كه هر كس مى خواهد و مى خواهند كه دست اجانب از مملكتشان كوتاه باشد، مى خواهند كه اقتصاد مملكتشان به دست خودشان اداره شود، مى خواهند فرهنگ مملكتشان را خودشان مستقلا اداره بكنند، مى خواهند ارتش را ديگران اداره نكنند، مستشارهاى آمريكايى نيايند و ارتش را قبضه نكنند، مى خواهند پايگاه هاى آمريكا از مملكتشان برداشته بشود، يك مملكت آزاد و مستقل باشد.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :190 تاريخ سخنرانى :27/8/57
استقلال و آزادى از حقوق اوليه بشر
و مردم كه قيام كرده اند، آزادى مى خواهند، فريادشان اين است كه ما آزادى مى خواهيم و استقلال مى خواهيم ، اين مردمى كه آزادى و استقلال مى خواهند، اينها وحشى نيستند، اينها متمدنند كه آزادى و استقلال مى خواهند، وحشى ها آنها هستند كه استقلال و آزادى را از آنها گرفته اند، نه اينها كه آزادى و استقلال را مى خواهند استقلال و آزادى دو تا چيزى است كه همه بشر، از حقوق اوليه بشر است و همه بشر اين را مطلع هستند، آن كه سلب مى كند اين را از مردم ، او وحشى است ، آن كسى كه اين حق را مى خواهد، او متمدن است .
صحيفه نور جلد:3 صفحه :720 تاريخ سخنرانى :28/8/57
آزادى مطبوعات و تبليغات
گناه آنها، گناه اين اشخاصى كه به قول شما مجرم سياسى هستند اين است كه در مقابل ظلم تو، در مقابل اختناق همه جانبه تو گفتند كه آقا چرا، چرا مردم را اينطور اسير مى كنى ؟ در مقابل خيانت هاى تو مى گويند چرا - به چيز - به آمريكا تو همه چيزها را دادى ؟ كسى كه اين چرا را دارد مى گويد، مى گويد آزادى به ما بدهيد، مى گويد استقلال ما مى خواهيم ، مملكت مى خواهيم مال خودمان باشد، نمى خواهيم مملكت مال ديگران باشد، مى خواهيم آزاد باشيم ، مى خواهيم مطبوعاتمان آزاد باشد، مى خواهيم راديو و چيزهاى آلات تبليغى مان آزاد باشد، اين جرم است ؟!...
ملت ايران داد دارد مى زند كه آزادى من مى خواهم ، داد دارد مى زند كه من استقلال مى خواهم ، او داد مى زند آزادى مى خواهم .
صحيفه نور جلد:3 صفحه :232 تاريخ سخنرانى :2/9/57
ارزش آزادى و استقلال
مردم مى خواهند كه انسان باشند، مردم ايران مى خواهند آدم باشند، انسان باشند نه اينكه تحت نظارت يك اشخاصى كه هيچ چيز ندارند. آن وقت يك مردمى كه قيام كرده اند و بچه هايشان را و جوان هايشان را دارند فدا مى كنند براى آزادى ، براى استقلال ، براى اسلام ، براى حكومت عدل ...
...مردم ايران حرفشان واضح است ، دارند داد ميزنند، از بچه دبستانى وتا دبيرستانى - تا عرض مى كنم كه - همه جا تا برسد به پيرمردها، تمام مدارس ايران ، جوان هاى ايران در مدرسه در دانشگاه ، در هر جا فريادشان اين است كه ما آزادى مى خواهيم ما استقلال مى خواهيم ، ما يك حكومتى كه استقلال را از ما سلب كرده است اين را نمى خواهيم ...
...اين ملتى كه الان پانزده سال است بيشتر قيام كرده است و يك سال است كه دائما دارد خون مى دهد، داء ما دارد جوان هايش را فدا مى كند، اينها چه مى خواهند؟ اينها چه ارزشى قاء لند براى اين آزادى و استقلال كه جوانشان را مى دهند و معذالك باك ندارند؟ بايد كمك كنيد به اينها، بايد به مردم بگوييد، به مردم اين حدود بگوييد كه ايران يك همچو چيزى مى خواهد.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :247 تاريخ سخنرانى :3/9/57
حكومت امين
و ملت ايران الان در مقابل همه اينها ايستاده است و مى گويد كه نه ، ما منافعمان براى خودمان مى خواهيم باشد و ما مى خواهيم آزاد باشيم ، مى خواهيم مستقل باشيم ، ما يك حكومت عدل اسلامى مى خواهيم نه يك حكومت جائرى كه همه چيز ما را به باد بدهد، ما يك حكومت امينى مى خواهيم كه امين باشد براى مردم و ما داريم در ايران ، در خارج ايران مردم امينى كه مى توانند جانشين بشوند از براى اين آدم و اين دستگاه .
صحيفه نور جلد:3 صفحه :265 تاريخ سخنرانى :5/9/57
رهايى از قيد و بند بيگانگان ضامن استقلال و آزادى كشور
بيش از پنجاه سال است كه شاه و پدرش با اسلام كينه توزى و دشمنى كرده اند، در هدم اسلام كه تنها دين ضامن استقلال و آزادى كشور است كوشيده اند و تمام حقوق ملت مسلمان ، تمام آزادى ها و حتى حقوق اقليت هاى مذهبى را نيز از ميان برده اند، استقلال كشور بكلى از ميان رفته است و كشور را به سود خود و اربابانشان واژگون نموده اند ما مى خواهيم و نيز مردم مى خواهند ريشه و عامل اين فساد و تباهى را قطع كنند، بزرگترين عامل داخلى شخص شاه و خانواده اوست رهاشدن از قيد و بند بيگانگان ضامن استقلال وآزادى كشور است و قيام مردم براى اين جهت است .
صحيفه نور جلد:4 صفحه :30 تاريخ سخنرانى :16/9/57
قيام ملت براى آزادى ، استقلال و حكومت عدل
آنها كه قيام كردنده اند بر ضد اين ، نه اينكه يك مردمى هستند كه مى خواهند شلوغكارى بكنند اين كارها را مى كنند، اين مردمى هستند كه حق مى گويند، حق خودشان را طلب مى كنند آزادى حق مردم است ، استقلال يك مملكت حق اهل يك مملكت است كه طلب استقلال بكنند در مملكت ...
...بگوييد به مردم اينجا كه مردم ايران كه قيام كرده اند، براى يك مطلب واضحى است كه همه بشر قبولش دارد كه آزاد بايد باشد، نبايد هى در حبسش كنند، نبايد جلويش بگيرند كه حرف نزن ، بيخ گلويش را فشار بدهند كه نبايد يك كلمه حرف بزنى ، قلمش را بشكنند كه نبايد بنويسى قلم ها را اينها شكستند، قدم ها را شكستند در اين پنجاه سال حبس ها پر بود از اشخاصى كه آزادى مى خواستند در اين پنجاه سال حالا قيام كرده اند و حقوق واضح ملى خودشان را، آنكه از حقوق بشر است و از اولين حقوق بشراست ، ((آزادى ، استقلال ، حكومت عدل )) اين را مى خواهند مردم .
صحيفه نور جلد:4 صفحه :47 تاريخ سخنرانى :18/9/57
بازگردانيدن استقلال و آزادى به وطن
سؤ ال : اهداف و برنامه هاى آينده شما چيست ؟
جواب : نقايصى كه در حكومت شاه بوده است ، تا آنجا كه مقدور است ترميم خواهيم كرد استقلال و آزادى را به وطن باز خواهيم گرداند روابط ناسالمى را كه به ضرر ملت است اصلاح خواهيم كرد ادارات را هم آنطور كه مصلحت ملت ومملكت است تصفيه مى نماييم دست ديگران را از ايران كوتاه خواهيم نمود.
صحيفه نور جلد:4 صفحه :66 تاريخ سخنرانى :21/9/57
طرح ريزى سياستها بر پايه استقلال و آزادى
ملت ايران تصميم گرفته است كه خود را از چنگال استعمار و استبداد نجات دهد و مستقل وآزاد باشد و سياستهاى خود را براين دو پايه نيز طرحريزى مى كند و براى او مهم نيست كه چه كسى اين سياست ها را مى پسندد و يا نمى پسندد.
صحيفه نور جلد:4 صفحه :164 تاريخ سخنرانى :18/10/57
از بين بردن اختناق
اين نهضتى كه ايران بپا كرده است به آخر برسانيم . دست اجانب را از اين خزائن ملى كوتاه كنيم ودست اجانب را از مسائل دينى مان كوتاه كنيم واين اختناقى كه از همه اطراف بر ما سلطه داشت و اين اختناق را از بين ببريم و مملكت براى خودمان باشد ، خودمان اداره اش بكنيم ، خودمان چه ، نمى توانيد اداره بكنيد؟! مگر دزدى بايد كرد؟ حتما بايد يك دزدى باشد تا بتواند اداره كند.؟! اين همه مردم امين كه ما داريم در خارج كشور، در كشور كه اينها همه تحصيل كرده ، همه جهات را مى دانند، در خارج تحصيل كردند، مطلع هستند، امين هم هستند، يك دزدى را بر ميداريم ، يك امينى را جايش مى گذاريم و مملكت بهم مى خورد؟!(( خير بايد مسئله انتقال قانونى باشد)) اين ، اينقدر ادراك نمى كنيد كه مسئله ، مسئله انقلاب است ، نه مسئله يك رژيمى با رژيم ديگر، مسئله انقلاب است .
صحيفه نور جلد:5 صفحه :17 تاريخ سخنرانى :13/11/57
استقلال و آزادى خواسته همه عالم
اين ملت الان ايستاده است و مى گويد كه ما مى خواهيم آزاد باشيم . اين يكى از حقوق بشر است كه همه عالم اين معنا را قائلند و مى گويند ما مى خواهيم مستقل باشيم . اين هم يكى از حقوقى ا ست كه هر كسى سرنوشت خودش بايد دست خودش باشد.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :49 تاريخ سخنرانى :17/11/57
عدم اختناق و حق تعيين سرنوشت
ما مى خواهيم كه سرنوشتمان را خودمان تعيين كنيم ، نه سفارت آمريكا و سفارت شوروى ما مى خواهيم كه مملكت خودمان را خودمان تعيين كنيم ، نه يهوديان و اسراييل ما مى خواهيم مملكتمان را آزاد كنيم ، اختناق در مملكت ما نباشد ما مى خواهيم ارتش ما آزاد باشد، اسراييل در آن تصرف نكند ، آمريكا در آن تصرف نكند.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :58 تاريخ سخنرانى :19/11/57
ب . استحاله ارزشها و ايدئولوژى
پيشبرد آرمانهاى بزرگ اسلام
بر شما جوانان ارزنده اسلام كه مايه اميد مسلمين هستيد لازم مى باشد كه ملتها را آگاه سازيد و نقشه هاى شوم و خانمانسوز استعمارگران را برملا نماييد، در شناسايى اسلام بيشتر جديت كنيد، تعاليم مقدسه قرآن را بياموزيد و به كار بنديد، با كمال اخلاص در نشر و تبليغ و معرفى اسلام به ملل ديگر و پيشبرد آرمان هاى بزرگ اسلام بكوشيد.
صحيفه نور جلد:1 صفحه :186 تاريخ سخنرانى :22/4/51
ممانعت از مخدرات جامعه
مشروبات الكلى و الكليسم و ساير مخدرات كه مضر به حال جامعه مى باشند، جلوگيرى خواهد شد.
صحيفه نور جلد:2 صفحه :259 تاريخ سخنرانى :10/8/57
ريشه كنى انگيزه هاى فساد
سوال : اولين اقدام يك دولت اسلامى چه خواهد بود؟
جواب : اولين اقدام اين است كه همه عوامل فساد و مهمتر اينكه همه انگيزه هاى فساد در زمينه هاى اجتماعى و اقتصادى و ساير زمينه ها با كمال جديت بايد ريشه كن شود.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :47 تاريخ سخنرانى :16/8/57
شكوفايى حالات نفسانى و انسانيت
اين قيامى كه ملت ايران كرد قيام براى خدا بود براى اينكه شكوفا شد در آنها يك حالات نفسانى ، يك انسانيت در بين مردم شكوفايى پيدا كرد و اين نيست جز اين كه يك نحو ايمان بود، يك نحو خداپرستى بود، خدا نمونه اى بود.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :91 تاريخ سخنرانى :27/11/57
زدودن تمام اخلاق فاسده غربى
ما مبارزه با فساد را با دايره امر به معروف و نهى از منكر كه يك وزارتخانه مستقل بدون پيوستگى به دولت ، با يك همچو وزارتخانه اى كه تاءسيس خواهد شد انشاء الله ، مبارزه با فساد مى كنيم ، فحشا را قطع مى كنيم ...
ما با ملت ايران ، با همراهى ملت ايران ، با پشتيبانى از ملت ايران ، تمام آثار غرب را، تمام آثار فاسده ، نه آثارى كه تمدن است ، تمام اخلاق فاسده غربى را، تمام نغمات با طله غربى را خواهيم زداييد.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :128 تاريخ سخنرانى :10/12/57
تحقق اسلام در محتوا
شما فكرى بكنيد كه اين معناى اسلامى ، اين جمهورى به معناى اسلامى ، به همين معنا كه عرض كردم كه محتوا اسلام باشد، تو دانشگاه وقتى برويم اسلام باشد، تو دادگسترى وقتى برويم اسلام باشد، تو وزارت خارجه برويم اسلام باشد، تو ادارات برويم اسلام باشد، تو بازار برويم اسلام باشد، صحرا برويم اسلام باشد، شهر برويم اسلام باشد، كوشش كنيد كه اين معنا حاصل بشود. اگر اين معنا حاصل شد شما تا آخر پيروز هستيد.
صحيفه نور جلد:7 صفحه :47 تاريخ سخنرانى :11/3/58
پيدايش روح انسانيت در نهضت الهى
مردم ايران چرا در خيابان ها ريختند و فرياد كردند و همه الله اكبر گفتند و فرياد كردند، اين چه بود قضيه ؟ آيا مردم ايران هم مثل شورشى شوروى فرياد مى كردند و علف مى خواستند فرياد مى كردند و دنيا مى خواستند؟ خونشان را جوان هاى ما براى اينكه يك زندگى مرفهى در دنيا داشته باشند خون مى دادند؟ اين مى شود كه يك كسى خودش را بكشد كه زندگيش خوب باشد؟ يا خير اين يك نهضتى الهى بود. نهضت مثل نهضت آنهايى كه به خدا اعتقاد ندارند يا آنهايى كه نهضت هايشان نهضت هاى جهت مادى بوده است . نبوده است نهضت ايران نهضتى بود كه خداى تبارك و تعالى در آن نقش داشت و مردم به عنوان جمهورى اسلامى ، به عنوان اسلام ، به عنوان احكام اسلام درخيابان ها ريختند و همه گفتند ما اين رژيم را نمى خواهيم و حكومت عدل اسلامى و جمهورى اسلامى مى خواهيم . اين چيزى كه انگيزه اين ملت بود، انگيزه همه قشرها الابعضى ها...
ما مى خواهيم يك جمعيتى نورانى پيدا بكنيم ، يك قشرهاى نورانى كه وقتى وارد مى شويمدر يك دانشگاهى ، عملش نورانى ، علمش نورانى ، اخلاقش نورانى ، همه چيزش نورانى باشد، الهى باشد. پيروزى نه براى اين است كه ما برسيم به يك مثلاآزادى ، برسيم به يك استقلالى و منافع براى خودمان باشد، همين ، همين ديگر تمام ؟! حالاكه ديگر منافع مال خودمان شد، ديگر كارى ديگر نداريم ؟! اينها مقدمه است ، همه اش مقدمه اين است كه يك ملت انسان پيدا بشود، يك ملتى كه روح انسانيت در آن باشد پيدا بشود، تحول پيدا بشود درخود اشخاص . آن چيزى كه مطرح است پيش انبيا انسان است . آن چيز، چيز ديگرى نيست . انسان مطرح است پيش انبيا، چيز ديگر پيش انبيا مطرح نيست . همه چيز به صورت انسان بايد در آيد. مى خواهند انسان درست كنند. انسان كه درست شد، همه چيز درست مى شود.
صحيفه نور جلد:7 صفحه :60 تاريخ سخنرانى :16/3/58
اسلامى شدن همه چيز در عمل
الان مملكت ما رژيمش ، رژيم جمهورى است لكن با راءى به جمهورى اسلامى آرمان هاى اسلام تحقق پيدا نمى كند. دنبال اين راءى عمل بايد باشد، بايد يك يكى احكام شرع در خارج تحقق پيدا بكند، بايد دادگسترى ، دادگسترى اسلامى باشد، بايد فرهنگ ، فرهنگ اسلامى باشد، بايد بازار، بازار اسلامى باشد، مدارس ، مدارس اسلامى باشند، بايد همه قشرها اسلامى بشوند و همه قوانين اسلام انشاء الله تحقق پيدا بكند. اگر چنانچه به اين آرمانى كه همه داريم انشاء الله برسيم ، يك مملكت نمونه خواهيد پيدا كرد.
صحيفه نور جلد:7 صفحه :80 تاريخ سخنرانى :21/3/58
بر چيده شدن بساط طاغوت و مظاهر فساد
ما حالابايد باورمان بيايد كه آن بساط طاغوت بايد برچيده بشود. همان راءس و رده بالابرود و باقى اش باقى بماند، اين باز به مقصد نرسيديم . همه جا، در همه وزارتخانه ها، در همه ادارات ، در بازار، در همه جا بايد جورى بشود كه وقتى كه يك كسى وارد شد ببينيد كه وارد شده در يك مملكت اسلامى ، همه چيزش اسلامى است ، نه كم فروشى در اينجاست ، نه گرانفروشى و اجحاف هست در آن ، نه دروغ هست ، نه تقلب هست ، نه اين كاغذ بازى هاى ادارى هست ، نه آن مجلات با آن عكس ها وبا آن تبليغات كه جوان هاى ما را به تباهى كشيدند و نه آن بساطى كه در راديو و تلويزيون بود و شماها ديديد.
صحيفه نور جلد:9 صفحه :72 تاريخ سخنرانى :18/6/58
بيرون آمدن از غربزدگى
بايد اين فرم غربى برگردد به يك فرم اسلامى . تا حالاما همه چيزمان را تقريبا بايد بگوييم غربى بود، همه چيز غربى بود. حالابايد بعد از اينكه ما دست آنها را كوتاه كرديم اينطور نباشد كه باز دنبال آنها باشيم ، همه چيزهاى خودمان را فراموش بكنيم و دنباله رو غرب يا دنباله رو شرق باشيم . بايد ما توجه داشته باشيم كه ما خودمان كى هستيم و چى هستيم و مملكت ما احتياج به چى دارد و به كى دارد. اگر ما اين وابستگى هاى معنوى را، اين وابستگيهايى كه جوان هاى ما را و دانشگاه ما را و همه چيز ما را به صورت غربى در آورده بود، اينها را اگر برگردانيم به حال خودش ، و پيدا كرديم خودمان را، مى توانيم يك ملت مستقل باشيم ويك ملت آزاد باشيم ، پيوند به غير نداشته باشيم و خودمان سرپاى خودمان بايستيم و كارهاى خودمان را خودمان انجام بدهيم و اما اگر چنانچه از اين معنا غفلت بشود و باز همان خيالات وهمان بساط غرب در اينجا باشد اميد اينكه بتوانيم ما مستقل باشيم و بتوانيم آزاد باشيم ، آزاد فكر بكنيم ، آزاد عمل بكنيم ، اين اميد ديگر نيست . بر همه ماست كه ازاين غربزدگى بيرون بياييم ، افكارمان را عوض بكنيم ، اعمالمان را عوض بكنيم ، وضعيت فرهنگمان عوض بشود، وضعيت دادگسترى مان عوض بشود همه اينها سوغات غرب است . اين دادگسترى ما به اين ترتيبى كه بود در زمان طاغوت ، اين يك سوغاتى بود از غرب آمده بود بايد تغيير بكند و يك وضع ديگرى پيدا بكند. وهمين طور فرهنگمان هم همان طور بود. تمام چيزهايى هم كه وسيله قرار داده بودند براى اينكه جوان هاى ما را تباه كنند، همه اينها سوغات هاى غرب بود يعنى بنابر اين بود كه وساء لى تهيه بكنند كه هم زن هارا و هم مردها را تباه بكنند نگذارند يك رشد انسانى پيدا بكنند. همه وسايل را تهيه كرده بودند براى همين مقصد . در سينما مى رفتند، وضع سينما را جورى قرار داده بودند كه تباه مى كرد. در هر جا كه مى رفتند همين مسائل بود. ما بايد خودمان را تغيير بدهيم تا اينكه بتوانيم سرپاى خودمان بايستيم و بفهميم كه ما شرقى هستيم و ما در اسلام هستيم و برنامه ما اسلام است .
صحيفه نور جلد:9 صفحه :110 تاريخ سخنرانى :22/6/58
تغيير بر اساس فطرت الهى
خداى تبارك و تعالى تغيير نمى دهد مگر اينكه ما خودمان تغيير بدهيم خودمان را. اگر خودمان تغيير داديم در جانب پذيرش ظلم ، يك ظالم به ما مسلط مى شود، اين طبيعى است واگر چنانچه خودمان را تغيير داديم براى دفاع از كشور خودمان ، دفاع از چپاولگرى ، دفاع از ظلم و ستمگرى ، خداوند اسبابش را فراهم مى كند، چنانچه ديديد. يعنى هم آن طرفش را ما ديديم ، هم اين طرفش را. اگر آن طرفش را ديديم كه سالهاى طولانى همه قشرهاى ملت در زحمت بودند وتحت فشار ظلم بودند و آن اين بود كه از آن فطرت اصلى كه فطرت الله بود بيرون آمده بودند و يك فطرت ديگرى به خودشان راه داده بودند وتربيت ديگرى پيدا كرده بود.
صحيفه نور جلد:9 صفحه :720 تاريخ سخنرانى :4/7/58
اعتلاى بشر در مكتب اسلام
اعتلا به اين نيست كه شكم ما سير باشد، اعتلابه اين است كه ما مسلكمان را و مكتبمان را به پيش ببريم و ما بحمدالله داريم مكتب را پيش مى بريم و مكتبمان را گسترش خواهيم داد به همه ممالك اسلامى ، بلكه در همه جا كه مستضعفين هستند و ما رو به اعتلا هستيم و بشر را رو به اعتلا مى خواهيم ببريم چطور گفته مى شود كه ما رو به انحطاط هستيم ؟ آنها خيال مى كنند كه انحطاط و اعتلا، سير شدن شكم است انسان حيوان نيست ، انسان هست انسان كه بعد مسائل انسانى را بايد مراعات بكند، مملكت ما مسائل انسانى را دارد طرح مى كند، دارد روبه اعتلا مى رود، نه دارد رو به انحطاط مى رود.
صحيفه نور جلد:10 صفحه :233 تاريخ سخنرانى :5/9/58
راديو و تلويزيون در جهت مصالح كشور
بايد راديو و تلويزيون مربى جوان هاى ما، مربى مردم كشور باشد، نه اينكه مطالبى در آن گفته شود كه مخالف وضعيت كشور است ، مخالف با مصلحت كشور است و جوان هاى ما را جورى بار مى آورند كه براى خودشان نباشند، براى ديگران باشند. جوان ها را يك قسمشان را اينطورى بار مى آوردند كه به مراكز فساد مى كشاند، همه جاى ايران را به صورت مراكز فساد درست كرده بودند و فاسدشان مى كردند. از راه شهوات يك دسته شان را مى كشيدند دنبال مواد مخدره ، از اين راه فاسدشان مى كردند و تمام نقشه اين بود كه اين قوه فعاله اى كه همه كار از آن بايد برآيد و مملكت خودش را اداره كند، اين ، يا لاقيد بشود و يا اينكه مخالف بشود با كشور خودش من حيث لايشعر اين راديو و تلويزيون بايد متحول و همچو باشد كه جوان ها را طورى بار بياورد كه مستقل ، داراى اراده و تصميم باشد، نه پايبند آن مسائل شهوانى يا اين مسائل ديگرى مثل هرويين و امثال ذلك . اينها بايد در راديو و تلويزيون جورى عمل بشود كه اينها را محترز كنند از آنها، بترسانند آنها را از آنطور مسائل . و همين طور بايد فيلم هايى كه در راديو و تلويزيون نمايش داده مى شود آموزنده باشد، فيلم هايى باشد ولو از خود ايران درست كنند، آموزنده باشد يا فيلم هايى كه از خارج مى آيد درست تفتيش بشود كه چنين نباشد. آنها ممكن است با شيطنت فيلم هايى را به ايران بفرستند كه بخواهند جامعه ما را فاسد كنند. بايد وضع آنجا درست و اسلامى بشود، روى مصالح و مقصد كشور باشد، در خدمت خود كشور باشد، نه در خدمت ديگران .
صحيفه نور جلد:12 صفحه :410 تاريخ سخنرانى :31/2/59
اسلامخواهى و طاغوت زدايى
اين تحولى كه الان در كشور ما هست ، همه اش روى اين مقصد است كه از اول فريادشان بلند بود كه ما اسلام را مى خواهيم ، طاغوت را نمى خواهيم . اين عنايت خدا را به اينها جلب كرد. خداى تبارك و تعالى كه مشاهده مى فرمايد كه يك ملتى از كوچك و بزرگشان مى گويند ما اسلام را مى خواهيم ، عنايتش را به اينها متوجه كرد. اين عنايت الهى است كه جوان كذايى كه بايد در به ( حسب طبع خودش ) بايد در فرض كنيد كه كجا باشد، اين را كشاند به جنگ هاى بين اسلام و غير اسلام و با چه روى گشاده .
صحيفه نور جلد:13 صفحه :134 تاريخ سخنرانى :6/8/59
روحيه قوى جونان و بازگشت به اسلام
روحيه قوى اين جوانان بيست ساله از امورى است كه انسان را به تعجب وا مى دارد مقصد امروز ما اين است كه اين كشور آفت زده ، غربزده و سلطنت زده را به اسلام برگردانيم و غرضى غير از اين نداريم .
صحيفه نور جلد:16 صفحه :6 تاريخ سخنرانى :26/10/60
انقلاب در جهت رضاى حق تعالى و ارزشهاى معنوى
ملت بزرگ ايران به پيروى از اولياى عظيم الشاءن اسلام ، اين دفاع مقدس را آغاز نموده و در انجام آن و رسيدن به هدف هاى اعلاى قرآنى جان و مال را داوطلبانه فدا كرده و آنچه وظيفه الهى بوده به طور شايسته انجام داده است و بحمدالله تعالى قدم هاى بزرگى در راه شناساندن اسلام الهى و محمدى (صلى الله عليه و آله و سلم ) برداشته است . گرچه وجودهاى عزيز و ارزشمندى را از دست داده است ، لكن ارزش هاى بالاتر و والاترى به دست آورده و آن رضاى خداوند متعال است و چه چيزى مى تواند از آن بالاتر باشد.
ملتى كه براى رضاى حق تعالى انقلاب كرد و براى ارزش هاى معنوى و انسانى به پا خاسته است ، چه باك دارد از شهادت عزيزان و آسيب ديدن نور چشمانش و تحمل سختى ها و مكاره ، كه جنت لقاء الله كه فوق تصور عارفان است ، محفوف به مكاره است . چه مى گويم ! اين جنت اوليا، مكاره را در كام ملت ما شيرين تر از عسل كرده . مگر ما و شما هر روز شاهد اين كاروان هاى كربلا نيستيم كه با شور و شوق و عشق و عطش به پيشباز شهادت مى روند. مگر شما هر روز شاهد ميدان هاى با عظمت قتال با متجاوزين نيستيد كه به مرگ لبخند مى زنند و معجزه مى آفرينند. راستى اين چه تحولى است كه بر سراسر اين كشور صاحب الزمان روحى فداه نورافشانى مى كند و چه آتشفشانى است كه منحرفان و كج انديشان و بدخواهان را در خود فرو برده و ذوب مى كند؟
صحيفه نور جلد:19 صفحه :276 تاريخ سخنرانى :3/12/64
دفع مفاسد و رواج فرهنگ غنى اسلامى
قيام ملت شريف و در راءس آن روحانيت معظم براى چيزى جز دفع مفاسد دوران شاهنشاهى ستم پيشه و اجراى احكام اسلام و رواج فرهنگ غنى اسلامى در جميع نهادها نبوده و نخواهد بود.
صحيفه نور جلد: صفحه : تاريخ سخنرانى :18/3/66
به اهتزاز در آوردن پرچم ((لا اله الا الله ))
ملى گراها تصور نمودند ما هدفمان پياده كردن اهداف بين الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است ، ما مى گوييم تا شرك و كفر هست ، مبارزه هست و تا مبارزه هست ، ما هستيم ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداريم ، ما تصميم داريم پرچم لااله الا الله را بر قلل رفيع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم .
صحيفه نور جلد:20 صفحه :236 تاريخ سخنرانى :29/4/67
ج . تحقق حكومت عدالت گستر اسلامى
فراهم نمودن زمينه براى حكومت عدل
بايد كوشش كنيد تا طرز حكومت اسلام و رفتار حكام اسلامى را با ملتهاى مسلمان به اطلاع دنيا برسانيد تا زمينه فراهم شود كه حكومت عدل و انصاف به جاى اين حكومت هاى استعمار زده كه اساس آن بر ظلم و چپاول است ، برقرار شود اگر قشرهاى جوان از هر طبقه كه هستند جهت حكومت اسلام را كه با كمال تاسف جز چند سالى در زمان پيغمبر اسلام (ص ) و در حكومت بسيار كوتاه امير المؤ منين (عليه السلام ) جريان نداشت ، بفهمند، اساس حكومت هاى ظالمانه استعمارى و مكتب هاى منحرف كمونيستى و غيره خود به خود برچيده مى شود اين كاخ هاى مجلل آسمانخراش و آن كامجوپ هاى رويايى سلاطين جور و حكومت هاى باطل كه با دسترنج ملتها فراهم شده است مردم را به سوى حزبهاى منحرف مى كشاند اگر حكومت اسلام كه رييسش با رعيت يكسان و دارالحكومه اش مسجد روى خاك هاى گرم و سلطانش با كفش و جامه كهنه حكومت مى كند و ملت در پناه آن با آرامش و در سايه عدل زندگانى مى كند روى كار آيد اساس انحرافات چپ در اصل بر باد مى رود.
صحيفه نور جلد:1 صفحه :161 تاريخ سخنرانى :6/2/50
مبارزه تا برپايى حكومت عدالت گر اسلامى
كه با اين منطق (24) روبرو هستيم به خواست خداوند تعالى تا برچيده شدن بساط ارتجاعى شاهنشاهى و برپا كردن حكومت عدالتگر اسلامى دست از مبارزه بر نمى داريم تا حكومت دموكراسى به معنى واقعى جايگزين ديكتاتورى ها و خونريزى ها شود. اكنون براى نيل به اين مقصد عالى انسانى و اسلامى بر همه طبقات است كه يكدل و يكجهت به پا خيزند و با درك شرايط زمانى و مكانى شعار دهند و از خواست هايى كه در نهايت اثبات نظام شاهنشاهى و زير پا گذاشتن خون هاى به ناحق ريخته شده مردم اين مرزوبوم است احتراز كنند و نقطه اصلى همه جنايات را كه شخص شاه است نشان دهند و گرفتارى هاى ملت را در اين حكومت ارتجاعى گوشزد جهانيان كنند.
صحيفه نور جلد:2 صفحه :62 تاريخ سخنرانى :29/2/57 ما
برقرارى حكومت اسلامى
اميدوارم كار به جهاد مسلحانه نرسد و همين طور كه ملت عمل مى كند، مسائل حل شود و مقصد ملت كه رفتن رژيم و برقرارى حكومت اسلامى است تحقق پيدا كند لكن اگر مسائل خيلى طول كشيده و پيچيده شود ممكن است در آن تجديد نظر نماييم .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :261 تاريخ سخنرانى :10/8/57
مسمانان جز به حكومت اسلامى راضى نمى شوند
شاه از ابتداى سركار آمدنش قانونى نبوده ، و از هيچ نوع مشروعيتى برخودار نيست و اكنون هم به دليل زير پا گذاشتن همه حقوق ملت و اعمال و ظلم هاى بى حسابش به طرز بى سابقه اى ملت ، او و خاندانش را تحمل نمى كنند و به دليل اينكه اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران مسلمانند لذا بديهى است با سقوط اين رژيم به چيزى جز يك نوع حكومت اسلامى راضى نمى شوند.
صحيفه نور جلد:2 صفحه :279 تاريخ سخنرانى :11/8/57
تغيير كامل نظام
سوال : مقام و موضع مرحله جديد مبارزات خلق ايران را نسبت به مبارزات زمان دكتر مصدق چگونه مى بينيد؟
جواب : مبارزات كنونى ايران يك حركت كاملااسلامى است و در جهت تغيير كامل نظام شاهنشاهى و استقرار حكومت اسلامى مى باشد.
سرنگونى رژيم سلطنتى و استقرار جمهورى اسلامى
درود و تحيات وافره بر ملت شجاع ايران ، ملت با وفايى كه با جان نثارى براى احياى اسلام و آزادى و استقلال كشور كاخ هاى غارتگران را به لرزه درآورد.
ملتى كه پيشنهاد سياست آشتى ملى را كه جز خدعه يى نبود، به چيزى نشمرد ملتى كه جوان و جان مى دهد تا از زير بار ستمكاران غارتگر بيرون بيايد و رژيم سلطنتى را سرنگون و حكومت جمهورى اسلامى متكى به آراء ملت را مستقر كند.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :43 تاريخ سخنرانى :16/8/57
اجراى احكام اسلام
نظر ما كه ملت هم با آن موافق است اين است كه پس از از بين رفتن حكومت قلدرى و خلاف اسلامى شاه ، يك دولت اسلامى و يك جمهورى اسلامى متكى به قوانين اسلامى و آراء مردم كه اكثريت قريب به اتفاق مسلم هستند، در ايران مستقر بشود و احكام اسلام آنطور كه هست اجرا گردد و همه مطالب ايران و نظام آن بر طبق خواست هاى اسلامى جريان پيدا كند.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :116 تاريخ سخنرانى :21/8/57
تاءسيس حكومت عدل اسلامى هدف نهايى
ما عرض كرديم كه ملت ايران (كه ما هم دنبال ملت ايران هستيم ) آنها سه تا اصل را تقاضا دارند و در تظاهراتى كه سرتاسر ايران كردند و حالاهم مى كنند اين سه تا اصل را ذكر مى كنند و مقصودشان تحقق اين سه تا اصل است ، البته آن كه مقصود اصلى و هدف اصلى است آن اصل سوم است كه حكومت اسلامى ، جمهورى اسلامى ، آن كه هدف نهايى و اصل است آن است لكن دو اصل ديگر هم در آن منضم است يعنى اگر همان اصل هم فقط مى گفتند، اين دو تا اصل هم لازمه آن هست . آنها كه مى گويند ما حكومت اسلامى مى خواهيم يا جمهورى اسلامى مى خواهيم ، تحقق جمهورى اسلامى نفى رژيم سلطنتى است و نفى رژيم سلطنتى نفى شاه است در صورتى كه شاه هم قانونى بوده باشد حكومتش والا از اول ديگر بى اساس است . اين دو تا اصل اگر چه هدف اصلى نيست لكن دو تا اصل مهم است كه به يك وجهى اينها هم هدف هستند، البته هدف نهايى عبارت ازهمان تاءسيس يك حكومت عدل اسلامى است لكن خود همين معنا كه بايد اين شخص و اين سلسله بروند سراغ كارشان اين هم خودش يك هدفى است هدفى شده است از براى ايرانى ها براى اينكه بعد از آنكه ايرانى ها تمام جناياتى كه تا حالا بر ايشان شده است در اين پنجاه سال و تمام بدبختيهايى كه اينها داشته اند، چه ازاينكه نگذاشته اند رشد فكرى بكنند جوان ها و از آن طرف به واسطه زيادى مراكز فساد كه مراكز فحشا و فساد و اشاعه اين مراكز، چه از ناحيه اينكه مثلا مشروب فروشى چقدر هست اين كازينوها و اين بساط چقدر هست ، مجلاتى كه اسباب فساد مى شود و جوان ها را فاسد مى كند چقدر در اين پنجاه سال بوده است و ترويج از آنها كرده اند و راديوها چه حالى داشتند، سينماها چه حالى داشتند، تلويزيون ها چه حالى داشتند همه اينها به واسطه اين است كه اين رژيم و اين حكومت ، حكومتى است كه مى خواهد كه اين جوان هاى ما را فاسد كند و اين مراكز زياد فحشا و همه اطراف و همه جوانب فحشا را رواج دادن براى اين است كه جوان ها را از دانشگاه ها بكشند به ميخانه ها و به كارهاى زشت و بد. پس اين جنبه كه عبارت از فاسد كردن جوان هاى ماست ، اين هم زير سر همين حكومت فاسد است كه اگر حكومت ، حكومت صالح بود، مصالح مسلمين را و مصالح ملت را در نظر مى گرفت ، نمى گذاشت كه اين قوه بزرگ و اين نيروى عظيم ملى فاسد بشود و كار از آن نيايد. اين را مردم از چشم همين هياءت حاكمه اى كه شاه اينجا درست كرده ، همين رژيم فاسد مى دانند و از آن طرف هم اينكه راجع به فرهنگمان ، راجع به اقتصادمان ، هر چه بدبختى در ايران تحقق پيدا كرده ، ملت ايران از دست اينها مى دانند و واقع هم همين است كه حكومت فاسد موجب همه فسادهايى است كه از همه اطراف به ما احاطه كرده . بنابر اين خود اين الان يك هدفى شده است براى مردم كه اين آدم نبايد باشد و اين رژيم نبايد باشد، اين خودش يك هدف كانه اصيلى الان از براى مردم است ولو اينكه وقتى كه ما آن هدف اصلى را ملاحظه كنيم ، اين مقدمه اوست و لازمه اوست . نبودن اين رژيم لازمه بودن رژيم صحيح اسلامى است .
صحيفه نور جلد:3 صفحه :148 تاريخ سخنرانى :24/8/57
حكومت اسلامى مقصد اعلا
در اين مسائلى كه ما و شما وارد هستيم ، در آن كه اصولش سه تا مساءله است : يكى نبودن محمدرضاخان و اين سلسله ، سلسله پهلوى و يكى نبودن اصل رژيم سلطنتى و يكى هم استقرار حكومت عدل اسلامى ، جمهورى اسلامى ...
...مقصد اعلى عبارت از اين است كه يك حكومت عدلى ، يك حكومت اسلامى عدلى ، مبتنى بر قواعد اسلامى حاصل بشود، آن مقصد اعلاى ماست و الا اينها همه اش جزو مقاصد شده حالا ديگر، ولو اين هم مقدمه آن است و ليكن خود اينها الان جز و مقاصد هستند و ما همانطورى كه حكومت اسلامى را مى خواهيم حكومت اين را هم نمى خواهيم ، البته توى حكومت اسلامى همه اينها هست . ما اگر مى گفتيم ما حكومت اسلامى خواهيم معنايش اين بود كه اين سلسله نبايد باشد و اين رژيم نبايد باشد و آنها هم دستشان كوتاه بايد باشد چون اسلام حكومتش اين جورى است كه نبايد كسى در مملكت اسلامى تصرفى داشته باشد، كفار، هيچ كس نبايد تصرفى داشته باشد.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :182 تاريخ سخنرانى :27/8/57
حكومت اسلامى خواسته ملا ايران
امروز كه ملت ايران قيام كرده اند و به طور آشنايى بر مسائل و بيدارى قيام كرده اند و از شهرستان ها گرفته تا دهات ، تا كوره دهات يك مساءله را عنوان مى كنند و آن اينكه اين حكومت جبار را نمى خواهند و حكومت اسلامى مى خواهند، مى خواهند كه آزاد باشند، مى خواهند كه مستقل باشند، مى خواهند كه حكومتشان حكومت اسلامى باشد.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :198 تاريخ سخنرانى :28/8/57
اداره صحيح جامعه با حكومت عادل
همه مردم دارند داد مى كنند ما آزادى مى خواهيم ، ما استقلال مى خواهيم ، ما حكومت عدل مى خواهيم حكومت اسلامى مى خواهيم . حكومت اسلامى حكومت عدل است ، ديگر اين دزدى ها تويش نيست ، اگر يك حكومت عادل صحيح پيدا بشود، همه چيز ما اداره مى شود.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :256 تاريخ سخنرانى :4/9/57
برقرارى حكومت اسلامى يك هدف سراسرى
يك تحول فكرى براى جامعه ايران به وجود آمد، به طورى كه همه با هم يك صدا به دنبال يك راه و مقصد در حركتند و آن نابودى اين دودمان و برچيده شدن نظام شاهنشاهى و برقرارى حكومت اسلامى است و اين هدف در سراسر ايران حكمفرماست .
صحيفه نور جلد:4 صفحه :40 تاريخ سخنرانى :16/9/57
تشكيل جمهورى اسلامى
هيچ دولتى را با بودن رژيم سلطنتى قبول نخواهم كرد هدف تشكيل جمهورى است و براى من از روز روشن تر است كه با وضع فعلى در آينده اى نزديك به آن خواهيم رسيد.
صحيفه نور جلد:4 صفحه :98 تاريخ سخنرانى :6/10/57
تاءسيس دولت اسلامى اولين قدم
من در اول فرصتى كه پيدا كنم به خواست خدا مى روم ايران و اول قدمى كه بر مى دارم تاءسيس مى كنم يك دولت اسلامى مبتنى بر احكام اسلام ، مبتنى بر راءى مردم ، پيشنهاد مى كنيم به مردم و راءى از اينها مى گيريم و يك حكومت اسلامى تاسيس مى كنيم .
صحيفه نور جلد:4 صفحه :273 تاريخ سخنرانى :8/11/57
حكومت ملى و اسلامى
بايد همه مردم آگاهانه بريزند توى خيابانها و اين بنيان فاسد را از بين بردارند، چيزى ديگر از آن نمانده است جز يك حشاشه اى ، چيز مختصرى ، اين هم بايد با همت شما مردم مسلمان با همت ملت ايران بايد اين هم از ميان برداشته بشود تا ما برسيم به يك حكومت اسلامى ، به يك حكومت عدل ، به يك حكومتى كه منافع شما را، نه حكومت مى تواند بخورد، نه مى تواند به غير بدهد ، ما يك همچو حكومتى مى خواهيم ، يك حكومت ملى و اسلامى ، يك جمهورى كه متكى بر راءى خود مردم باشد، مردم آزادانه راءى بدهند.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :25 تاريخ سخنرانى :14/11/57
از بين بردن طاغوتها
ما اميدواريم كه با پيوستگى به هم بتوانيم اين طاغوت ها را تا آخر از بين ببريم و بجاى آن يك حكومت عدل اسلامى كه مملكت ما براى خودمان باشد وهمه چيزمان به دست خودمان باشد.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :58 تاريخ سخنرانى :19/11/57
تحقق اسلام مقصد اصلى
مساءله اساسى ما اين نبود كه رژيم سلطنتى برود و قطع ايادى ديگران بشود، اينها همه مقدمه بود براى مساءله اساسى ما، او اسلام است ...
...ملت ايران و ما مقصدمان اين نيست و نبود كه فقط محمدرضا برود، رژيم سلطنتى از بين برود، دست اجانب كوتاه بشود، اينها همه مقدمه بود، مقصد اسلام است .
ما مى خواهيم كه اسلام حكومت كند در اين مملكت ، احكام اسلام در اين مملكت جريان پيدا بكند. اگر ما فرض كنيم كه حكومت رژيم سلطنتى از بين برود ويك رژيم ديگرى بيايد كه آن رژيم ديگر، ايادى ديگران هم ا زاو، از مملكت ما قطع بشود، يك رژيمى بيايد اما رژيم اسلامى نباشد، بر خلاف اسلام باشد، اين مقصد ما حاصل نشده . اگر مقصد اين بود كه محمد رضا برود و دست اجانب قطع بشود، بله ، اما اگر مقصد اصلى ما اين است كه اسلام تحقق پيدا بكند، اگر مقصد اصلى ملت ايران اين است كه جمهورى اسلامى تحقق پيدا بكند، حكومت عدل الهى تحقق پيدا بكند، رفتن آنها همه مقدمه براى اين مطلب است .
صحيفه نور جلد:7 صفحه :44 تاريخ سخنرانى :11/3/58
تغيير اصل رژيم مقدمه تحقق اسلام در همه ابعاد
اصل حركت روحانيت و حركت همه قشرهاى ملت براى جانشين كردن اسلام در محل طاغوت بود.
البته براى مقدمه اين جانشينى ، اول بايد طاغوت برود و رفت ، حالا وقت اين است كه ما به جاى آن طاغوت يك حكومت عدل اسلامى ، يك حكومت انسانى ، يك حكومت قرآنى به جاى آن جايگزين كنيم و اين حالا اول كار است . البته اصل تغيير رژيم و برقرار شدن جمهورى اسلامى الان هست يعنى اصل رژيم تغيير كرد و الان رسما ايران جمهورى اسلامى است و همه هم شناختند ايران را به اين معنا لكن ما فقط اين معنا را نمى خواهيم كه جمهورى اسلامى رايى باشد، لفظى باشد. مهم همه ما، همه شما و همه ملت و همه علماى اعلام اين است كه اسلام به همه ابعاد تحقق پيدا بكند به طورى كه هر كس وارد اين ملت مملكت مى شود، از سرحد كه وارد شد آثار اسلام ببيند تا مركز كه آمد آثار اسلام ، دانشگاه رفت اسلامى ، وزارتخانه ها رفت اسلامى ، ادارات دولتى رفت اسلامى بازار آمد اسلامى ، در كشاورزها و پيش كارگرها رفت اسلامى . آنكه مقصد ما هست اين معنا هست ، نه فقط رفتن چپاولگرها و ما راجع به اين معنا در اول قدم هستيم .
صحيفه نور جلد:7 صفحه :154 تاريخ سخنرانى :30/3/58
عدالت در احكام اسلام
مقصد اين است كه يك حكومت عدل يك حكومتى كه وابسته به هيچ جناحى نباشد، يك كشورى كه هيچ يك از جناح ها نتوانند در او دخالت بكنند، به يك كشور اسلامى كه مبنى بر احكام اسلام باشد، كه احكام اسلام همه اش عدالت است ، يك همچو آرزوى هست .
صحيفه نور جلد:7 صفحه :234 تاريخ سخنرانى :8/4/58
فصل پنجم : عوامل تاءثير گذار (كار گزاران تغييريى )
الف . نخبگان مذهبى - سياسى
ايستادگى روحانيت
شما آقايان زنده كرديد اسلام را، ايستاديد، در مقابل ظلم ايستاديد اگر نايستاده بوديد خدا مى داند كه حالا رفته بودند تا آن آخر، ايستادگى شما اسباب اين شد كه حاشا كردند مطالبشان را.
صحيفه نور جلد:1 صفحه :13 تاريخ سخنرانى :10/1/41
ممالك اسلامى مرهون علما و زعماى اسلام
هميشه علما و زعماى اسلام ملت را نصيحت به حفظ آرامش مى كردند خيلى از زمان ميرزاى بزرگ مرحوم حاج ميرزا محمدحسن شيرازى (25) نگذشته است ، ايشان با اينكه يك عقل بزرگ متفكر بود و در سامره اقامت داشت ، در عين حالى كه نظرشان آرامش و اصلاح بود، لكن وقتى ملاحظه كردند براى كيان اسلام خطر پيش آمده است و شاه جائر آن روز مى خواهد وسيله كمپانى خارجى اسلام را ازبين ببرد، اين پيرمرد كه در يك شهر كوچك نشسته و سيصد نفر طلبه بيشتر دورش نبود، ناچار شد سلطان مستبد را نصيحت كند، مكتوبات او هم محفوظ است ، آن سلطان گوش نمى داد وبا تعبيرات سوء و بى ادبى به مقام شامخ عالم بزرگ روبرو شد تا آن جايى كه آن عالم بزرگ مجبور شد يك كلمه بگويد كه استقلال برگردد.
مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى (26) بعد از اينكه ديدند عراق در معرض خطر است ، كه اگر ايشان نبود عراق از بين رفته بود يك كلمه فرمودند، عرب پشتيبانى كردند، مطلب را برگردانيد تمام ممالك اسلامى مرهون اين طايفه هستند، اينهايند كه تابه حال استقلال ممالك اسلامى را حفظ كرده اند، اين ذخاير هستند كه هميشه با نصايح خود مردم سركش را خاموش كرده اند، در عين حال روزى كه ببينند اسلام در معرض خطراست ، تا حد امكان كوشش ميكنند، اگر بانشر مطالب شد و با گفتگو شد، با فرستادن اشخاص شد فبها و اگر نشد ناچار هستند قيام و اقدام كنند.
صحيفه نور جلد:1 صفحه :16 تاريخ سخنرانى :11/9/41
نقش علما در لغو تصويبنامه هاى غير قانونى
روحانيون تمام اين پيشامدها راكه اكنون مى بينيد وبعد خواهيد ديد، پيش بينى كرده بودند و با صراحت در اعلاميه هاى دوسه ماه قبل ذكر نموده اند و حالا نيز خطرهاى بالاتر و بيشترى را اعلام مى كنند و از عواقب امر اين جهش هاى خلاف شرع و قانون اساسى بر اين مملكت و استقلال و اقتصاد و تمام حيثيات آن مى ترسند و وظيفه خطير خود را در اين شرايط كه همه ملت مى دانند و مى بينند اداء مى كنند و با صراحت مى گويند تصويبنامه اخير دولت راجع به شركت نسوان در انتخابات از نظر شرع بى اعتبار و از نظر قانون اساسى لغو است ، و با اختناق مطبوعات و فشارهاى قواى انتظامى و جلوگيرى از طبع و نشر امثال اين نصايح و حقايق ، اقدام به نشر آن به مقدار مقدور مى كنند تا دولت ها نگويند ما تصويبنامه صادر كرديم و علما مخالفت نكردند وبه خواست خداوند متعال در موقع خود اقدام براى جلوگيرى مى كنند.
ملت ايران نيز با اين نحو تصويبنامه ها مخالف است به دليل آن در دو سه ماه قبل كه فشار وارعاب قدرى كمتر بود، تبعيت خودشان را از علماى اسلام به وسيله تلگرافات و مكاتيب و طومار از اطراف و اكناف ايران اعلام نموده ولغو تصويبنامه غيرقانونى دولت را راجع به انتخابات انجمن ايالتى و ولايتى خواستار شدند.
عمل به قوانين اسلام خواسته روحانيت
امروز هم روحانيت قيام كرده است ، نهضت كرده است ، ملت به تبع روحانيت نهضت كرده است ، ملتهاى اسلام بيدار شده اند، نهضت كرده اند خواسته هاى روحانيت عمل به قوانين اسلام است ، اين ارتجاع است ؟
نقش مراجع در آزادى ملت
مراجع بزرگ از بلاد جمع شدند در مركز، از مشهد تشريف آوردند، از اهواز تشريف آوردند، از قم اعاظم ما تشريف بردند، مراجع ما تشريف بردند، نجف همراهى كرد، قم آن كسى هم كه اينجا بود همراهى مى كرد، همه ، همه با هم دست دادند به هم ، فهماندند به اينكه ما ملت زنده هستيم ، ما براى آزادى اين ملت به همه جور حاضريم ، يكى مان حبس مى رود يكى مان اهانت مى شود، يكى مان فحش مى خورد، مابه همه چيزش حاضريم . حالا هم همين مراجع عظام تشريف دارند، ((كثرالله امثالهم )) (آمين جمعيت ) همان مراجع نجف تشريف دارند، ((كثرالله امثالهم )). همان مراجع تهران و مشهد تشريف دارند، ((كثرالله امثالهم )). اسلام همچنين نيست كه يك فرد داشته باشد، دو فرد داشته باشد، همه سرباز اسلامند، همه سربازان اسلامند، همه علما جان نثار اسلامند، نمى شود نباشند، همه هستند الحمدلله همه دست به هم داده اند، چه آنكه صلاح ديده است كه به ملايمت كار را انجام بدهد، چه آنكه صلاح ديده است با حدت كار را انجام بدهد.
تحريم حزب رستاخيز مانع پايمال شدن حقوق ملت
علماى اعلام و ساير طبقات بدانند كه تشكيل اين حزب مقدمه ، بدبختيهاى بسيارى است كه اثراتش به تدريج ظاهر مى شود بر مراجع اسلام است كه ورود در اين حزب را تحريم كنند و نگذارند حقوق ملت مسلمان ايران پايمال شود.
صحيفه نور جلد:1 صفحه :214 تاريخ سخنرانى :21/12/53
نقش علما در نهضتهاى اخير
نهضت هايى كه واقع شده است بر خلاف چيزهايى كه مخالف مصالح اسلام بوده ، در اين صد و چند سال يكى از آنها قضيه تنباكو بود كه همه مطلع هستيد ، ميرزا (رضوان الله عليه ) ميرزاى شيرازى بزرگ (رضوان الله عليه ) امر فرمود و علماء ايران ، علماء بلاد ايران (رضوان الله عليهم ) كه در رئسشان ميرزاى آشتيانى بود در تهران ، اجراء كردند اين مطلب را و دولت ساقط شده ايران را زنده كردند. ساقط كرده بودند اينها براى يك مقدار كمى كه مى خواستند بروند تعيش كنند و دوره گردى كنند. اينها فرو خته بودند ايران را به خارجى ها و مير زاى شيرازى (رضوان الله عليه ) امر فرمود و ساير علماى ايران جانفشانى كردند و زجر كشيدند، قيام كردند، مردم را به قيام وا داشتند تا اينكه لغو شد، اين نهضت در مقابل استبداد و مشرو طيت ، اين نهضت از نجف شروع شد به دست علما...
قضيه عراق را ميرزاى شيرزاى دوم ، اين شخص عظيم الشاءن ، اين شخص بزرگ ، اين شخص عالى مقام در علم و در عمل ، اين نجات داد اين عراق را او حكم جهاد داد و فرستاد اينها را به چيز و عرض مى كنم آنوقت هم تبعيت مى كردند عشاير از علما، مثل حالا نبود، تبعيت مى كردند، عشاير آمدند خدمت ايشان و ايشان حكم داد، حكم جهاد داد، جهاد كردند، كشته دادند، كشته شدند تا مستقل كردند عراق را، اگر نبود حالا ما اسير بوديم ، حالا ما هم جزو مستعمره انگلستان بوديم ، آن هم با جديت علما واقع شد... اين نهضت آخرى هم كه منتهى شد به پانرده خرداد و اينهمه كشته دادند مردم ، اين هم در صف اولش اهل علم بودند، علما بودند، تا حالا هم دنباله اش كشيده شده است ، تا حالا هم آن كه بيشتر هياهو مى كند باز اهل علم است ، البته دانشگاهى هم حالا داخل است ، آنها هم داخلند، ساير مردم هم به تبعيت علما مى رفتند نه به تبعيت ديگران علماى تهران را تقريبا اكثرشان را گرفتند حبس كردند، از خطبا، از علما گرفتند حبس كردند، چندين روز حبس بودند، زجر ديدند اينها.
صحيفه نور جلد:1 صفحه :259 تاريخ سخنرانى :10/10/56
رهبرى روحانيت در نهضت اسلامى
نهضت مقدس اخير ايران كه ابتداى شكوفاييش از پانزده خرداد 42 بود صد در صد اسلامى است و تنها به دست تواناى روحانيون با پشتيبانى ملت مسلمان و بزرگ ايران پى ريزى شد و به رهبرى روحانيت ، بى اتكاء به جبهه اى يا شخصى يا جمعيتى اداره شده و مى شود و نهضت پانزده ساله ما چون اسلام است بى دخالت ديگران در امر رهبرى كه از آن روحانيت است ادامه دارد و خواهد داشت .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :82 تاريخ سخنرانى :5/5/57
قيام علما در مقابل ظلم
ما در زمان خودمان ، در اين مدتى كه خودمان مشاهده كرديم ، قيام هايى از همين طبقه ديده ايم در مقابل رضاشاه آن وقت كه آمد و كودتا كرد و عرض بكنم آن بساط را در آورد و آن ظلم ها و آن تعديات به همه طبقات مردم ، هيچ قدرتى در مقابلش نايستاد الاقدرت روحانى كه قيام هاى متعدد شد كه ما همه اش را يادمان است ، قيام هايى كه از علماى اصفهان شد، در قم جمع شدند همه با هم ، از علماى بلاد هم آمدند در قم ، قيامى كه از خراسان شد كه همه علماى خراسان را كه قيام كرده بودند گرفتند و بردند در زندان ، مثل مرحوم آسيد يونس و مرحوم عاصفه و ديگران ، قيامى كه از آذربايجان شد، علماى بزرگ آذربايجان را مثل مرحوم آميرزا صادق آقا و مرحوم انگجى و ديگران را گرفتند و از آنجا بردند، تبعيد كردند قيام هاى متعدد، قياس كه مرحوم آقاى قمى كرد كه آمد به تهران و مردم با او همراهى درست نكردند و ايشان هم گرفتند و تبعيد كردند قيام هاى زيادى كرده اند كه تاريخ نشان مى دهد كه اينها اين جور نبود كه مردم را دعوت به آرامش كنند كه مردم در مقابل ظلم حرف نزنند، در مقابل ظلمه حرف نزنند.
صحيفه نور جلد:2 صفحه :238 تاريخ سخنرانى :8/8/57
ايستادگى مدرس در مقابل رضاشاه و اولتيماتوم روسيه
آن روزى كه رضاشاه آمد و آن همه كارها را كرد، باز يك آخوند بود كه توى مجلس ، به اسم مدرس (رحمه الله ) كه مقابلش مى ايستاد و مى گفت كه نه هيچ كس نبود، مدرس بود، چند نفر هم كه اطراف او بودند، ديگر در تمام مملكت هيچ قدرتى در مقابل او نمى ايستاد. مدرس يك آقاى عمامه اى ملا، متقى و با يك پيراهن كذا و عباى كذا و تنبان كرباسى كه شعر آن وقت برايش گفتند كه تنبان كرباسى ، قدردانى از او كردند و شعر برايش گفتند، انتقاد از او كردند، اين ايستاد در مقابل رضاشاه و((نه )) گفت .
آن وقتى كه التيماتوم كرد روسيه به ايران كه در يك قضيه اى بود كه من حالا يادم نيست ، التيماتوم كردند و لشكرشان هم حركت كرده بود و آمده بود تا فلان جا، آوردند به مجلس كه ، التيماتوم را آوردند به مجلس كه وكلا چيز بكنند، خوب لشكر روس است و بناست بيايد و التيماتوم كرده و اگر فلان كار را انجام ندهيد چه خواهيم كرد تنها كسى كه خود آنها نوشتند وكلا همه
نشسته بودند وهيچ حرف نميزدند و قدرت اين كه كارى بكنند نداشتند خوب چه بكنند نوشته يك سيد يك معمم يك ملايى با دست هاى لرزان آمد پشت آنجا و گفت حالا كه بناست ما از بين برويم ، چرا به دست خودمان از بين برويم ؟ نه ، ما رد مى كنيم اين را، كردند و هيچ غلطى هم آنها نكردند قدرت پيدا كردند به قول ايشان ، وكلاى ديگر هم قدرت پيدا كردد و راءى برخلاف دادند و قبول نكردند حرف آنها را، آنها هم هيچ كارى نكردند، اينها مى خواهند ما را بترسانند.
صحيفه نور جلد:2 صفحه :241 تاريخ سخنرانى :8/8/57
مخالفت علما با طرحهاى شاه
جنبش اسلامى اخير بيش از پانزده سال است كه به رهبرى علماى ايران با مخالفت با طرح هاى شاه شروع شده است ، طرح هايى كه مخالف اسلام و ايران بوده و دنباله خيانت هاى گذشته او نيز بود مردم از علما طرفدارى كردند اختلافات زياد واقع شد كه اين مطلبى است طولانى .
صحيفه نور جلد:3 صفحه :116 تاريخ سخنرانى :21/8/57
مخالفت با كاپيتولاسيون
شرح مبارزات پانزده ساله اخير بدين صورت بود كه شاه برخلاف مصلحت ملت كارهايى انجام داد، ابتدا علماء اسلام مخالفت كردند و اين مخالفت به گرفتارى شبانه من انجاميد در پانزده خرداد 42 از قرارى كه مى گويند، پانزده هزار نفر كشته شدند قريب يك سال در زندان و حصر بودم ، پس از آزادى به مبارزاتم ادامه دادم و مفاسد و جنايات شاه را افشاء نمودم تا اينكه يكى از خيانتهاى بزرگ شاه يعنى قضيه كاپيتولاسيون پيش آمد و شاه مستشاران آمريكايى را مصونيت داد، از اين جهت كه اين قضيه مخالف مصالح اسلام و كشور بود، من با آن شديدا مخالفت نمودم و به دنبال آن شبانه دستگير شدم و مستقيما به تركيه تبعيد شدم يك سال در تركيه بوديم ، پس از آن ما را تحويل عراق دادند و قريب چهارده سال در عراق بوديم ، در طول اين مدت من در مواقع مختلف ، جنايات شاه را چه در اعلاميه و چه در خطابه اعلام مى كردم و هر فاجعه اى را گوشزد مى نمودم و هرگز ساكت ننشستم وبعد هم كه به اينجا آمدم .
صحيفه نور جلد:4 صفحه :39 تاريخ سخنرانى :15/9/57
وظيفه شرعى علما در امامت امت
من از آقايان علما و افاضل بايد تشكر كنم پيروزى ملت مرهون اقدامات علما اولا و ساير طبقات ثانيا بوده است شما علما همان طور كه وظيفه شرعى تان هست كه امام امت باشيد ، پيشقدم باشيد در مسائل امت ، دفع كنيد مفاسد را از ملتها، بحمدالله قيام به امر فرموديد و من از قبل ملت شريف ايران از شماها تشكر كنم خداند انشاء الله روحانيت را كه ذخيره ملت است ، پشتوانه ملت است حفظ كند وقوت به او بدهد.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :19 تاريخ سخنرانى :14/11/57
نقش روحانيت در جنبشهاى تنباكو و مشروطه
در اين جنبش هايى كه در اين طول زمانى كه مابوديم در آن يا نزديك به ما بوده ، در اين جنبش ها كسى كه قيام كرده باز از اين طبقه بودند، طبقات ديگر هم همراهى كردند لكن اينها ابتدا شروع كردند در قضيه تنباكو (27) اينها بودند كه بهم زدند اوضاع را، در قضيه مشروطه (28) اينها بودند كه جلو افتادند و مردم هم همراهى كردند با آنها، در اين قضاياى ديگر هم روحانيت با شما همه رفيق بوده است ، بوده است با همه . اينهم يكى از چيزهايى بود كه اينها درست مى كردند كه اينها را جدا كنند از هم و همه را با هم دشمن كنند آنها آنها بجنگند با هم ، آنها نفتهاى مارا ببرند.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :51 تاريخ سخنرانى :17/11/57
روسشنگرى علما و روحانيت
شما (29) در اين راه جديت كرديد و روشنگرى كرديد و ملت را به قيام وادار كرديد، شما هدايت كرديد مردم ، را روحانيت ايران هدايت كرد مردم را و بحمدالله روشنگريهاى شما اثر خودش را كرد و مردم ايران يكپارچه با هشيارى قيام كردند.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :135 تاريخ سخنرانى :11/12/57
نجات ملت با قدرت روحانيت
اين قدرت روحانى است كه مردم را به كوچه ها مى كشد، قدرت اسلام است كه از حلقوم روحانيت بيرون مى آيد، اينها را نشكنيد. خدايا تو مى دانى كه من براى اينكه معمم هستيم از روحانيت طرفدارى نمى كنم ، براى اينكه مى دانم اين قشرند.
نقش روحانيون و خطبا در بيدارى مردم
در انقلاب هاى مردمى ، همه مردم بر اثر فشارهايى كه در ساليان دراز ديده اند، كم كم براى نجات خود و كشورشان انقلاب مى كنند كه در انقلاب ما روحانيون و خطبا در بيدارى مردم نقش اساسى داشتند.
صحيفه نور جلد:16 صفحه :26 تاريخ سخنرانى :14/11/60
ب . گروهها و اقشار طبقه متوسط جامعه
همدستى و همزبانى همه جناحها و اقشار
لازم است تمام جناح ها كه در پيشرفت مكتب رهايى بخش اسلام در تكاپو هستند به هم پيوندند و با شعار واحد كه شعار اسلام و قران است همصدا شوند و از درون مدارس روحانى تا درون دانشگاه ها و از عمق بازارها و كارگاه ها تا دشت پهناور دهقانان زحمتكش صحرانورد و از كمينگاه محراب مساجد تا صحنه احزاب سياسى و گروه دانشمندان ، دكترها و مهندسين و جناح هاى محترم لشكرى و كشورى همه و همه همدست و همزبان كوشش مردانه كنند در راه نجات اين كشتى كه با چنگال و دندان اهريمنان خارج و داخل با خطر غرق مواجه است .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :40 تاريخ سخنرانى :4/1/57
حركت تمام جناحها و اقشار در جهت واحد
ايران تمام جناحهايش با هم پيوند كرده اند، جناحهاى سياسى ، جناحهاى - عرض كنم - روحانى ، بازارى ، بچه هاى دبستانى و - مردهاى - جوان دانشگاهى ، دبيرستانى همه با هم به راه افتاده اند و قيام كرده اند و همه يك مطلب را مى خواهند يك همچو قيامى سابقه ندارد در تاريخ كه تمام قشرها رو به يك جهت باشند. همه يك مطلب را كارش داشته باشند، فريادشان همه بلند باشد.
صحيفه نور جلد:22 صفحه :128 تاريخ سخنرانى :28/7/57
سلب قدرت تفكر از دشمن
بايد ملت شريف مظلوم و جناحهاى علاقمند به اسلام و كشور، قدرت تفكر را از دشمن سلب كرده و به حكومت غاصبانه آن هر چه زودتر خاتمه دهند، چرا كه اين نقشه شيطانى سياست هاى خارجى است كه با كشتارهاى پياپى و آتش زدن مغازه هاى مؤ منين مبارز، مى خواهند ملت غيور ايران را خسته كنند تا دست از نهضت اسلامى خود بردارند.
صحيفه نور جلد:2 صفحه :210 تاريخ سخنرانى :4/8/57
عدم عقب نشينى اقشار از موضع قاطع خود
بايد ملت ما از روحانى و سياسى تا دانشگاهى و بازارى و دهقان و كارگر و كارمند از موضع قاطعى كه تاكنون داشته اند كه آن برچيده شدن رژيم منحط پهلوى و به دست آوردن استقلال و آزادى در سايه حكومت عدل اسلامى است ، يك قدم عقب نشينى نكنند كه عقب نشينى ، كشتار سفاكانه شاه را افزايش مى دهد و سستى در اين راه ، خون پاك جوانان ما را پايمال مى گرداند و مسؤ وليت به عهده همه ماست .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :211 تاريخ سخنرانى :4/8/57
كوشش همه جانبه دولت و مردم
بدون تغييرات صحيح بنيادى و تحول فرهنگى و علمى امكان تحول فكرى و روحى نيست وبايد با كوشش همه جانبه از طرف دولت و رؤ ساى دانشگاه ها وفرهنگيان و جوانان دانشجو به مقصود نزديك شويم و انشاء الله تعالى از پيوستگى و وابستگى نجات پيدا كنيم و كشور عزيزمان را نجات دهيم .
صحيفه نور جلد:9 صفحه :187 تاريخ سخنرانى :31/6/58
نقش بانوان شجاع در پيروزى
درود بى پايان بر بانوان ايران . سلام بر شما بانوان محترم رحمت خدا بر شما شيردلانى كه به همت والاى شما اسلام از قيد اسارت بيگانه بيرون آمد. سلام خداى تبارك و تعالى بر ملت ايران ، بانوان آنها و مردان آنها. شما بانوان شجاع دوشادوش مردان ، پيروزى را براى اسلام بيمه كرديد. من از تمام زن هاى ايران ، تمام بانوان ايران و از بانوان قم تشكر مى كنم . خداوند از شما راضى باشد، امام عصر از شما دلخوش باشد. شما با بچه هاى كوچك خودتان در خيابان ها آمديد و از اسلام پشتيبانى كرديد من اخبار قم و ساير بلاد را مى شنيدم ، من اخبار چهار مردان را مى شنيدم . من در خودم غرور احساس مى كنم براى اين شجاعت ها بانوان ايران و بانوان قم و ساير بلاد، در اين پيروزى پيشقدم هستند، آنها مردان را تشجيع كردند مردان ما مرهون شجاعت هاى شما زن هاى شيردل هستند من مرهون هم مرد و هم بانوان محترمات هستم .
صحيفه نور جلد:11 صفحه :253 تاريخ سخنرانى :12/11/58
آزادى و استقلال ما مرهون محرومين
اين آزادى را كى به ما داد؟ و اين استقلالى كه الان ما داريم و كسى نمى تواند دخالت كند در كشور ما، اين را كى به ما داد؟ و اين استقلالى كه الان ما داريم و كسى نمى تواند دخالت كند در كشور ما، اين راكى به ما داد؟ جز اين بود كه اين پا برهنه ها و اين زاغه نشين ها و اين دانشگاهى هاى محروم و اين مردم كوچه و بازار با هم جمع شدند و براى خدا قيام كردند و نهضت كردند و ما را به اين آزادى رساندند و آن سدهاى بزرگى كه در تصور كسى نمى آمد كه شكسته بشود ، شكستند و مارا به آنجا رساندند كه وزير بشويم و رييس جمهور بشويم و وكيل بشويم و همه اينها را داشته باشيم و همه از اين ملت است .
صحيفه نور جلد:13 صفحه :72 تاريخ سخنرانى :20/6/59
نقش طبقه محروم و مستضعف در به ثمر رساندن انقلاب
انقلاب اسلام ، اين انقلاب مهم اسلامى رهين كوشش هاى اين طبقه است ، طبقه محروم ، طبقه گودنشين ، طبقه اى كه اين نهضت را به ثمر رساند و توقعى هم نداشت . من شما طبقه را، گودنشينان را، از آن كاخ نشينان بالاتر مى دانم (اگر آنها لايق اين باشند كه با شما مقايسه بشوند). من وقتى كه در حال انقلاب مى ديدم كه يك پيرمردى از آن گودنشين ها از آن منزل محقر خرابه بيرون مى آمد و مى گفت كه ما با بچه هايمان صبح كه مى شود مى رويم براى تظاهر، يك موى شما بر همه آن كاخ نشين ها و آنهايى كه در اين انقلاب هيچ فعاليتى نداشتند، بلكه كارشكنى هم تا آن اندازه كه مى توانستند مى كردند و الان هم هر مقدار كه بتوانند مى كنند، يك موى شما بر همه آنها ترجيح دارد، بلكه مقايسه يك موى شما به آنها نبايد صحيح باشد.
شما اين انقلاب را به ثمر رسانديد و گروه هايى كه در سرتاسر كشور اين انقلاب را به ثمر رساندند، همان زن و مرد محروم و همان هايى كه مستضعف هستند و كاخ نشين ها آنها را استضعاف مى كنند و اينها ثابت كردند كه كاخ نشين ها هستند كه ضعيفند پوسيده اند و براى اين ملت هيچ كارى نكرده اند و نخواهند كرد. اين دانشگاه بود، جوان هاى دانشگاه كه آنها هم از محرومين و مستضعفين اند و اين طبقه محروم جامعه بود كه از همه رفاه ها محروم بود لكن قلبش مملو از عشق به اسلام و ايمان بود و با آن عشق و با آن ايمان اين حركت را دنبال كرد و شهيد داد و در مقابلش چيزى مطالبه نكرد.
صحيفه نور جلد:14 صفحه :164 تاريخ سخنرانى :16/1/60
جوانان حزب اللهى
امروز كه به بركت اسلام جوانان و كودكان و پيران و خردسالان از هر طبقه بيدار و متحول شدند و همه قيد و بندهاى استعمارى و استثمارى را بريدند و با مشت گره كرده آمريكا و اذناب او را از كشور راندند، ايران را مرده و وابسته مى دانند. و شما ملت عظيم الشاءن هستيد كه بايد چون كوه سر به فلك كشيده در مقابل همه مشكلات بايستيد و خداوند تعالى با شماست . اينك به تمام متصديان امور و دست اندركاران كشور هشدار مى دهم كه قدر اين جوانان حزب اللهى را بدانيد و از آنان قدردانى كنيد و آنان را تشويق نماييد و در آغوش محبت خود حفظ كنيد. اينان بودند كه ايران را نجات دادند و از اين پس همين ها هستند كه انقلاب را پاسدارى مى كنند و همين ها هستند كه با هزينه اى كم در ظرف مدت كوتاهى با روشن بينى خاص خويش كارهاى تعجب آورى نمودند كه گمان نمى شد در ايران بتوان انجام داد. اين مغزهاى متعهد بايد تشويق شوند تا شكوفا گردند.
صحيفه نور جلد:19 صفحه :410 تاريخ سخنرانى :22/11/63
نقش پابرهنه ها در پيروزى نهضت
اين يك واقعيت است و تعارف نيست ، واقع اين است كه آنها اين نظام را درست كرده اند و اين نهضت را به وجود آوردند، همين جمعيت هستند كه پيروزى ها را به دست آوردند، از قشر بالا كسى در اين مساءله حقى ندارد.
صحيفه نور جلد:19 صفحه :620 تاريخ سخنرانى :27/5/64
فقراى متدين گرادنندگان واقعى انقلاب
بحث مبارزه و رفاه ، بحث قيام و راحت طلبى ، بحث دنياخواهى و آخرت جويى دو مقوله اى است كه هرگز با هم جمع نمى شوند، و تتها آنهايى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند فقرا و متدينين بى بضاعت ، گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلاب هستند. ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتى كه ممكن است خط اصولى دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم .
صحيفه نور جلد:20 صفحه :235 تاريخ سخنرانى :29/4/67
ج . اراده ملى
عدم توانايى سرنيزه در برابر خواسته ملت
و اگر چنانچه يك ملتى ايستاد و حق خودش را خواست سرنيزه نمى تواند جلويش را بگيرد. سرنيزه ، اصلا قدرت ندارد با گوشت طرف بشود، اين خيال است كه گوشت نمى تواند با سرنيزه تمام قدرت هاى عالم جمع بشوند وقتى يك ملتى گفت من اين كار را نمى خواهم نمى توانند تحميلش كنند. الان نمى توانند تحميل به ايران بكنند كه شاه را قبول كن ، نمى توانند. الان زور ايستاده آنجا، اما مردم قبولش ندارند مردم داد مى زنند نمى خواهيم . قبول كردن را مردم هيچ تن ندادند به اين مطلب .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :150 تاريخ سخنرانى :21/7/57
فشار اراده آهنين ملت
فشار اراده آهنين ملت به طورى اعصاب شاه را خرد كرده است كه ديوانه وار دست به جنايات ننگ آوردى زده است كه روى تاريخ را سياه نموده .
صحيفه نور جلد:2 صفحه :266 تاريخ سخنرانى :11/8/57
در مقابل ((نه )) ملت هيچ چيز كارگر نيست
يك ملت وقتى يك چيزى را نخواهد، نمى شود و حالاملت نمى خواهد يك ملت است ، قضيه يك حزب و - يك نمى دانم - يك جبهه و يك - عرض بكنم - جمعيت نيست ، يك ملت است كه الان مى گويد نه ، در مقابل ((نه )) ملت ، نه سرنيزه كارگر است ، نه تانك كارگر است ، نه توپ كارگر است نه تشرهاى توخالى كارتر و نمى دانم كرملين . اين حرف ها نيست تو كار، هر چه مى خواهند تو روزنامه هايشان بنويسند يا مى خواهند خودايشان را بلند كنند.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :39 تاريخ سخنرانى :16/8/57
هدف مشترك ملت در برابر تحمل نفوذيها
حكومت اسلامى و خواست ملت ما براى همين است كه نفوذ غرب و همه كشورها را در ايران از بين ببرد وقتى يك ملت با تمام اقشار آن براى يك هدف قيام كردند، هيچ نفوذى نمى تواند خلاف آن را تحميل كند.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :89 تاريخ سخنرانى :18/8/57
تغيير جهت با فشار ملت
سوال : چرا تغيير جهت شاه ، شما را قانع نمى كند؟ آيا مردم ايران از پاكسازى نظاميان راضى نخواهند شد؟ چگونه در مقابل ارتش مقاومت مى كنيد؟
جواب : شاه زير فشار ملت تن به اين تغيير جهت داده است و اين براى رهايى از بن بستى است كه گرفتار آن شده است تا آتش خشم مردم را خاموش كند و سپس با تجديد قوا مجددا دست به خيانت بزند و در برابر ملت ، نه ارتش و نه هيچ قدرتى نمى تواند بايستد، مگر تاكنون شاه با اتكاء به ارتش حكومت خود را تحميل نكرده است كه مى بينيم شكست خورده است .
صحيفه نور جلد:3 صفحه :91 تاريخ سخنرانى :18/8/57
حركت در جهت خلاف خواست ملت خيانت است
بارها گفته ام كه ملت ايران خواهان برچيده شدن رژيم شاهنشاهى و سقوط دودمان منحوس و خاء ن پهلوى و برقرارى حكومت اسلامى مى باشد. هر كس اينجا آمده است من اين موضوع را با او مطرح كردم . اين دو آقا هم آمدند و من مطرح كردم ، آنان پذيرفتند و رفتند. هر كس بر خلاف خواست ملت مساءله اى عنوان كند، خاء ن به ملت و مملكت است .
صحيفه نور جلد:3 صفحه :165 تاريخ سخنرانى :25/8/57
عدم مخالفت با ملت تنها چاره شاه و ابرقدرتها
همه ملت ايران در تمام شهرستان ها قيام كرده اند و با اين قيام ملت ، تا شاه نرود، آرامش پيدا نخواهد شد و كسى نمى تواند شاه را نجات دهد، او چاره ندارد جز اينكه برود و ابرقدرتها چاره ندارند جز اينكه با ملت ما مخالفت نكنند، اگر مخالفت كنند، براى آنها بدتر خواهد شد.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :168 تاريخ سخنرانى :25/8/57
مردم دست بردار نيستند
در هر صورت الان مردم ديگر گوش به اين حرف ها نمى دهند، حكومت را نظامى كنيد، همين است كه هست ، دولت را هم نظامى كنيد، خوب همين است كه هست نظامى هست الان ديگر، حالا تو تغييرش بده اسمش را دولت بگذار . الان مدت هاست كه ايران با حكومت نظامى دارد مى گذراند، چند تا شهرش رسما نظامى است ، بقيه اش هم غير رسمى نظامى است خوب غير نظامى در كار نيست . مگر تو ميتوانى بدون سرنيزه زندگى كنى ؟
تو يك روز سرنيزه را بردارند به باد فنا خواهى رفت نمى توانى زندگى كنى . حالا فرض كنيد كه آمريكا نفشه اش هم اين باشد كه بعد از اين يك دولت ديگرى در كار بياورد و شاه را ببرد و يك كودتاى نظامى بكند، همين نظامى است و همين بساط و همين كشتار و همين كردار، مردم هم همانند كه هستند. دست بر نمى دارند مردم ، مردم مى خواهند از زير اين بار بيرون بيايند. بايد فكر بكنند، بايد رها كنند ايران را، بايد بروند سراغ كارشان رها كنند ايران را.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :176 تاريخ سخنرانى :26/8/57
ملت نمى گذارد
يك ملت 35 ميليونى كه ايستاده است و مى گويد جانش را دارد مى دهد جوانش را دارد مى دهد و مى خواهد مملكتش را نجات بدهد از دست شما ، آنهااراذل و پستند و شما آقا و با شرف ؟ يك كسى كه از يك طرف مى گويد حقوق بشر، از يك طرف حقوق ميليون ها بشر را به زمين مى زند كه ايرانش را ما شاهد هستيم و جاهاى ديگرش را هم ديگران شاهد هستند، از آن طرف قضيه حقوق بشر را ذكر مى كند و آن طرف بشر را اينطور مى كند، اين خيلى شريف است ، اما ملت ايران كه مى خواهد از زير يوغ اينها بيرون برود اراذل و پست است در نظر شما؟ نظرت صحيح نيست ، برگردان اين نظر را تو بعدها مى خواهى با اين ملت زندگى كنى ، نمى گذارند زندگى كنى ملتى كه ببيند اينطور تو دارى با آنها صحبت مى كنى نمى گذارد ديگر شما حيات پيدا كنى ، نمى گذارد كه آمريكايى در ايران باقى بماند.
صحيفه نور جلد:3 صفحه :243 تاريخ سخنرانى :3/9/57
عدم ايستادگى دولت نظامى در برابر خواسته ملت
سوال : شاه ، همانطور كه مطلع هستيد، دولت نظامى را برقرار ساخته است آيا به نظر حضرتعالى مبارزه با نظامى ها مشكل تر نيست ؟ و چگونه شما مى خواهيد دولت نظامى را از بين ببريد؟
جواب : البته مشكل است ، لكن وقتى ملت يك امرى را بخواهند نظامى هم نمى تواند مقابلش بايستد.
صحيفه نور جلد:4 صفحه :65 تاريخ سخنرانى :21/9/57
فروريختن پايه پوشالى شاه با فشار ملت مبارز
پايه پوشالى قدرت شاه كه توسط خودش بنا گرديده بود و بر آن تكيه داشت ، به وسيله ملت مبارز فرو ريخت و به همين دليل قدرت او نمى تواند ادامه پيدا كند، همين شاه بودكه چند سال گذشته هنگامى كه حزب مبتذل خود را اعلام كرد، گفت هر كه به ما راءى ندهد، يا جايش در زندان است و يا از كشور اجازه مى دهيم كه خارج شود امروز مى بينيد كه ملت ايران او را مجبور مى كند كه رسوايى شكست حزب رستاخيز فرمايشى خود را قبول كند و همين شاه بود كه در مورد زندانيان سياسى عقيده داشت كه بايد در زندان پوسيده و بميرند و ديديم كه فشار ملت او را مجبور مى كند كه بعضى از آنان را آزاد كند و ده ها شكست ديگر كه ملت بر او وارد آورده و به يارى خداى تعالى او را براى هميشه از قدرت بركنار خواهد كرد و در اين راه از هر شيوه ممكن استفاده مى كند، اگر به همين روش مسالمت آميز، شاه كنار نرود، آنوقت است كه او و حاميانش غرامت سختى خواهند پرداخت .
صحيفه نور جلد:4 صفحه :71 تاريخ سخنرانى :23/9/57
اظهار عجز در مقابل ملت
شاه با آن عظمت فرعونى به تعظيم و اظهار عجز در مقابل ملت برخاست و به تبديل مهره هاى نرم به خشن پرداخت ملت با غرور اسلامى خود نه آن توبه را قبول نمود و نه از آن نرمى فريب خورد و نه به آن خشونت اعتنا كرد و در تاسوعا و عاشوراى 99 با رفراندم بى نظير و آرام خود كه به تصديق ناظران داخل و خارج در تاريخ بى نظير بود قدرت مهار شده خود را ثابت و سقوط و عزل محمدرضا پهلوى رابراى چندمين بار اعلام كرد.
صحيفه نور جلد:4 صفحه :010 تاريخ سخنرانى :10/657/
پيروزى با اراره ملت
سؤ ال : شما از حمايت هاى خارجى برخورداريد؟
جواب : هيچ حمايتى از ما نشده است . گاهى لفظا اظهار حمايت شده است لكن حمايت عملى به هيچ وجه وجود ندارد و ما محتاج هيچ حمايتى نيستيم . ملت ايران اراده كرده است تا پيروز شود و حتما پيروز خواهد شد.
صحيفه نور جلد:22 صفحه :160 تاريخ سخنرانى :7/10/57
خواسته ملت ايران
امروز ملت ايران خواستار برچيده شدن رژيم سلطنتى هستند و رفراندم روزهاى تاسوعا و عاشورا به طرز بيسابقه اى اين حقيقت را به همه جهانيان ثابت كرد و نيز همگى اعلام كردند كه خواستار استقرار جمهورى اسلامى هستند كه متكى به آراء ملت باشد و با معيارها و قواعد اسلامى تكوين يابد و عمل كند و اين چنين حكومتى جز با دادن بيشترين آزادى هاى سازنده و اخلاق امكان پذير نيست .
صحيفه نور جلد:4 صفحه :164 تاريخ سخنرانى :18/10/57
حاكميت خواسته ملت
شاه براى ابقاء خود دست به تبليغات در شرق و غرب زده است ولى ديگر سودى ندارد. ملت غيور و شجاع ايران ، او و دار و دسته اش را شكست خواهند داد. مردم شاه را نمى خواهند و او را يك جنايتكار و يك خائن مى دانند و هيچ كس نمى تواند با اين خواست مخالفت كند . تاريخ در آينده نزديك نشان مى دهد كه خواست ملت و خدا بر تمام خواست ها حاكم است .
صحيفه نور جلد:22 صفحه :169 تاريخ سخنرانى :27/10/57
پيشبرد كارها با اراده مصمم ملت
شما مردم ، ملت شريف ايران ثابت كرديد كه بايك قدم راسخ و بايك نظم و يك اراده مصمم كارها را داريد پيش مى بريد و يكى پس از ديگر، اين قواى شيطانى را منهدم مى كنيد.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :57 تاريخ سخنرانى :19/11/57
قيام ملتها موجب نجات
شما اگر بخواهيد به مشكلات خودتان پيروز بشويد، اگر بخواهيد قدس رانجات بدهيد، اگر بخواهيد فلسطين را نجات بدهيد، اگر بخواهيد مصر را نجات بدهيد و ساير ممالك عربى را نجات بدهيد از دست اين عمال ، از دست اجانب ، ملتها بايد قيام بكنند، بايد ملتها اين كار را انجام بدهند، ننشينند كه دولت ها بر اين مسائل وارد بشوند.
صحيفه نور جلد:5 صفحه :262 تاريخ سخنرانى :17/1/58
همت ملت در رفع مشكلات
ما در مشكلات بايد متوسل بشويم به ملت ، ملتى كه بحمدالله مهيا براى كمك و فداكارى بوده و هستند. با فداكارى ملت بحمدالله مراحلى را بسيار اهميت داشت پشت سر گذاشتيم . موانع مرتفع شد، خائنين رفتند و اگر تتمه اى هم باشد با همت ملت خواهند رفت ، لكن اين ديوار شيطانى بزرگ كه شكست ، پشت آن ديوار خرابى هاى زياد هست و ما بايد به همت ملت آن خرابى ها را ترميم كنيم ناچاريم كه به ملت متوجه بشويم براى سازندگى براى اينكه ترميم كنيم . اين خرابى ها كه در طول مدت حكومت جائر پهلوى در مملكت ما حاصل شده است و بحمدالله ملت ما راجع به سازندگى اين مهيا بودن خودشان را اعلام كرده اند.
صحيفه نور جلد:7 صفحه :135 تاريخ سخنرانى :26/3/58
همه در صدد اين بودند كه محمد رضا را نگه دارند، نه ابرقدرتها تنها، تمام قدرت هايى كه بود، همه اين مملكت هاى اسلامى هم ، همه پشتيبانى مى كردند يعنى من نيافتم يك كسى را كه لفظا، بعضى از اينها به ما پيام مى دادند كه ما همراهيم ، لكن ما نمى توانستيم باور كنيم لكن همه شان با هم متحد بودند براى اينكه اين جانور را حفظش كنند اينجا و نتوانستند. چرا نتوانستند ؟ براى اينكه همه تان با هم يك صحبتى مى كرديد. يك ملت وقتى همه آن يك چيزى داشت - نمى شود - يك چيزى را خواست ، نمى شود خلافش كرد. خلاف خواست يك ملت نمى شود عمل كرد، عملى نيست در دنيا.
صحيفه نور جلد:7 صفحه :217 تاريخ سخنرانى :6/4/58
خواستن ملت ، توانستن است
هى ماءيوس نباشند از اينكه ما نمى توانيم اينقدر خودشان را نبازند خوب پيش هم هى مى گفتند خوب نمى شود با اين قدرت ها، نمى شود با اين قدرت ها در افتاد، بياييد بسازيم ، بياييد بسازيم لكن شما ديديد وقتى ملت خواست شد وقتى يك ملتى يك چيزى را مى خواهد بشود، خدا همراهش است همانطورى كه آنوقت مى گفتند نمى شود اين قدرت را به هم زد و شما عمل كرديد و شد.
صحيفه نور جلد:10 صفحه :113 تاريخ سخنرانى :11/8/58
فكر معوج اقليت ياغى جهت حكومت بر ملتها
اين يك عده اقليتى كه ايستاده اند در مقابل سى و پنج ميليون جمعيت و در آراء، آرايشان را ديديد كه در رفراندم اول همه قوا را روى هم گذاشتند باز صدى هشتاد با ما بود. حالا با اينكه يك مقدارى را بازى دادند و قهر كردند حالا هم صدى نود باز راءى مثبت دادند. دنيا نظر مى كند كه اين آدم ها چه مى گويند در مقابل يك ملت . اين مردم چه مى گويند در مقابل ملتى كه همه ايستاده اند و هر روز فرياد دارند مى زنند كه ( بعد از تصويبش هم دارند فرياد مى زنند) كه ما همين قانون اساسى را مى خواهيم ؟ اين چند نفر آدم چه چيزى مى گويند در مقابل اين ملت ؟ چه حرف حسابى دارند؟ چرا بايد اينها يك چنين فكر معوجى داشته باشند كه يك عده ياغيگرى كرده اند، يك چنين عده معدودى مى خواهند بر همه ملت ما حكومت كنند. مگر حكومت محمدرضا غير از اين معنا بود كه يك عده معدودى مى خواست ديگران را تحت سلطه قرار بدهد؟ حالاهم همين ها نظير او هستند. و از ريشه هاى او هستند چه مى گويند اينها در مقابل يك ملت كه زن و مردش خون دادند و بچه دادند و جوان دادند و يك حكومت اسلامى مى خواهند درست كنند؟
صحيفه نور جلد:11 صفحه :49 تاريخ سخنرانى :28/9/58
ادامه دارد
این وبلاگ بمنظور ترویج و توسعه فرهنگ ومعارف اسلامی ایجادشده است.