نقش شهید دکتر بهشتی در انقلاب اسلامی ایران
نقش شهید دکتر بهشتی در انقلاب اسلامی ایران
وي بواسطه عظمت روح و آگاهي و بينش سياسي كه داشت، توانست خيلي زود بر لزوم تشكيلات حزبي براي مصون ماندن انقلاب از انحراف و توقف ضربههاي خوفناك و مهلك دشمنان واقف شود. بهشتي هم مرد عمل بود و هم مرد گفتار وسخن. وي به دنبال اصلاح جامعه بود.
نقشي كه بهشتي در ايجاد ائتلاف سازمانهاي اصيل اسلامي، معرفي نمايندگان مجلس خبرگان و تدوين قانون اساسي بويژه اصول مربوط به ولايت فقيه داشت مهم و حياتي بود. سرانجام اينكه بهشتي فردي بود كه خطرناكترين آفت انقلاب يعني ليبراليسم و جريان نفاق را رسوا كرد و پرچمداران آنرا مفتضح ساخت.
حادثه هفتم تير
در هفتم تير سال 1360، تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، هيئت دولت و ... به تدريج در سالن اجتماعات دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي ايران واقع در سرچشمه تهران حضور يافتند. پس از پايان قرائت قرآن كريم، آيتالله بهشتي درباره تورم آغاز سخن نمود. عدهاي از اعضاء خواسته بودند كه راجع به انتخابات رياست جمهوري نيز صحبت شود. دكتر بهشتي سخنانش را با اين جملات آغاز كرد:
«ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم، استعمارگران براي ما مهرهسازي كنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند. تلاش كنيم كساني را كه متعهد به مكتب هستند و سرنوشت مردم را به بازي نميگيرند، انتخاب شوند.» اين كلمات كه از لبان حقگوي ايشان بيرون تراويد كه ناگهان برقي جهيد و نوري خيرهكننده و صدايي مهيب برخاست. زمين تكان سختي خورد و ديوارها به شدّت لرزيد. در كمتر از ثانيهاي از سالن جز تلي از خاك چيزي باقي نماند. بيش از هفتاد تن از بهترين عزيزان انقلاب زير خروارها خاك مدفون شدند و روح فرزندان رشيد اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ايثار در ملكوت اعلي به پرواز درآمد. عامل بمبگذاري كه از منافق نفوذي و جزء نيروهاي خدماتي حزب بود پس از انفجار به فرانسه گريخت.
مروري بر زندگي شهيد بهشتي
آيتالله دكتر سيًدمحمّد حسيني بهشتي، در سال 1307، در محلة لومبان اصفهان به دنيا آمد. وي به خاطر علاقه شديدي كه به علوم اسلامي داشت به حوزه علميه اصفهان وارد شد و دروس ديني را تا اواخر سطوح عاليه در همان حوزه خواند و سپس راهي حوزه علميه قم گرديد. آيتالله بهشتي در حوزه قم پس از طي يك سلسله آموزشها و استفاده از محضر اساتيد و مراجع، بويژه از دروس خارج فقه و اصول امام(ره) و آيتالله داماد و آيتالله العظمي بروجردي، توانست به درجه اجتهاد برسد.
شهيد بهشتي همزمان با دروس حوزه، دوره ليسانس دانشكده الهيات و معارف اسلامي و دوره دكتراي اين دانشكده را به پايان برساند. ايشان علاوه بر تدريس در دبيرستانها(قم )، دبيرستان دين و دانش قم را پايهريزي كرد. از جمله خدمات فرهنگي ارزنده اين شهيد، ميتوان از ايجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز براي فضلاي حوزه علمهة قم نام برد. همچنين كانون اسلامي دانشآموزان و فرهنگيان قم را پايهگذاري كرد. شهيد بهشتي در سال 1342، مدرسه علميّه حقاني را تأسيس كرد و به كمك جمعي از فضلاي حوزه اقدام به تشكيل گروه تحقيقاتي پيرامون حكومت در اسلام نمود.
شهيد بهشتي پس از آنكه به آلمان عزيمت كرد توانست در آنجا علاوه بر يك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبيعي ناشي از اصالت فكري و عمق مغز ايدئولوژيك وي بود، به بنيانگذاري گروه فارسي زبان در انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا اقدام كرد. كنفرانسهاي آموزشي و آگاهيدهندهاي را كه از سال 1344 تا 1349، در مجامع دانشگاهي و كليسايي آلمان برگزار ميكرد، از جمله اصيلترين فعاليتهاي اسلامي وي به حساب ميآيد.
شهيد بهشتي در سال 1349، به تهران بازگشت و جلسات تفسير قرآن را ايجاد كرد و با همكاري شهيد دكتر باهنر و ديگران مشغول تهيه كتاب تعليمات ديني شدند. در آذرماه 1357، تلاش گستردهاي جهت ايجاد روحانيت مبارز تهران به اتفاق شهيد استاد مطهري و شهيد دكتر محمد مفتح و آيات عظام مهدوي كني و امامي كاشاني آغاز كرد و جمعي ديگر از علماي مبارز در سراسر ايران به عنوان يك هسته اساسي از آن حمايت نمودند و سرانجام جامعه روحانيت مبارز را تأسيس كردند و آيات عظام سيّدعلي خامنهاي، مشكيني، رباني املشي، طبسي و هاشمينژاد نيز به آن پيوستند.
آيتالله بهشتي، علاوه بر تسلط به زبانهاي آلماني و انگليسي بر ادبيات فارسي، عربي، منطق، فلسفه و تفسير با بهرهگيري از درس خارج فقه و اصول مرحوم آيتالله العظمي بروجردي و امام خميني(ره) و مرحوم آيتالله داماد در اين دو رشته صاحبنظر شد و اهل نظر، او را يكي از والاترين اسلامشناسان معاصر ميدانند.
زندگي وي سرشار از مبارزه با دشمنان اسلام بود. به طور مثال، هنگامي كه حزب توده با تشكيلات قوي در صحنه سياست كشور حضور داشت، شهيد بهشتي علاوه بر فعاليتهاي ايدئولوژيك، در بالا بردن سطح روحية جوانان سخنرانيهاي بسيار كرد و در برابر ايادي حزب توده، قد علم كرد و با افكار انحرافي آنها به مبارزه پرداخت.
طي سالهاي 1329 تا 1332، در دفاع از حكومت ملي دكتر مصدق به همراه روحانيت مبارزه از چهرههاي فعّال و كارسازي بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضدّرژيم در اصفهان نقش مهمي داشت. مبارزات وي به دور از هرگونه جنجال و تبليغات انجام ميگرفت.
بهشتي تنها مرد علم و بيان و قلم نبود، بلكه در ميدان مبارزه نيز مردانه جنگيد. بويژه از آغاز قيام امام خميني(ره) در سال 1341، به همكاري با جمعيتهاي مؤتلفه اسلامي برخاست و به عضويت شوراي روحانيت آن انتخاب گرديد.
جمعيتهاي مؤتلفه اسلامي، سازماني بود كه از درون مبارزات انجمنهاي ايالتي و ولايتي برخاست و مديريت مبارزه را تا سال 1350، به عهده داشت. او در برگزاري راهپيماييهاي عظيم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورا و 28 صفر سال 1357 نقشي مؤثر داشت. سخنرانيهاي پرشور آيتالله بهشتي مخصوصاً در روز 16 شهريور در مسجد صاحبالزمان«عج» تحرك فراواني به مردم داد. هنگامي كه امام در پاريس بودند، براي تبادلنظر با امام(ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضويت شوراي انقلاب اسلامي ايران برگزيده شد. نقش مؤثر و رهبريكننده ايشان در آن زمان كاملاً محسوس بود.
شهيد آيتالله بهشتي هنگام شهادت علاوه بر رهبريت حزب جمهوري اسلامي و عضويت شوراي انقلاب اسلامي، رئيس ديوان عالي كشور نيز بود.
از جمله آثار و تأليفات شهيد مظلوم دكتر بهشتي، خدا از ديدگاه قرآن، نماز چيست؟، بانكداري و قوانين مالي در اسلام، يك قشر جديد در جامعه، روحانيت در اسلام و در ميان مسلمين، مبارز پيروز، شناخت دين، نقش ايمان در زندگي انسان و ... است.
دكتر بهشتي از چهرههاي درخشان فكري و سياسي بود كه انقلاب اسلامي را به تاريخ اسلام هديه كرده است. بينش سياسي نيرومند او موانع را تشخيص ميداد و براي رفع آن اقدمات لازم را به عمل ميآورد. آگاهي سياسي او عظيم و گسترده بود. او انگيزههاي محوري و اصلي آن سوي موضعگيريهاي نفاقآميز گروهكها را به سرعت تشخيص ميداد و براي خنثيساختن آنها پيشقدم ميشد. در يك كلام ميتوان گفت، منطق او خيلي قوي و برنده بود و به كنه مسائل آگاه بود و مسائل را خوب تحليل ميكرد و به طور مستدل راهحلها را به ياران پيشنهاد ميكرد. تدبير و تدبّر يكي از ويژگيهاي ديگر او بود.
شهيد بهشتي در به راه انداختن جريانهاي اصيل اسلامي پيشتاز بود. تا پيرزوي انقلاب، او در تحقق خواستهاي امام و خنثي ساختن مانورهاي سازشگرانه ليبرالها نقش اصلي را ايفا ميكرد. وي خطاب به روشنفكران وابسته و ليبرالها نهيب ميزد كه «انقلاب اسلامي ما متولياني اين چنين نياز ندارد.»
شهيد مظلوم، نقش مهمي در تأسيس مجلس خبرگان و حفظ اصالت آن داشت. او اصرار ميورزيد كه بايد ملت به كساني رأي دهند كه سوابق آنها نشانگر باور اسلام انقلابي باشد.
انديشه سياسي و اجتماعي شهيد مظلوم ناشي از ايدئولوژي اسلامي و برداشت صحيح او از تعاليم اسلام بود، او را بايد يك عالم اسلامشناس و يك مصلح روحاني دانست كه به شيوه صد درصد اسلامي بدون دنبالهروي از غرب يا التقاط ميان اسلام و شيوههاي غربي، طالب اصلاح جامعه بود. او ميانديشيد كه اسلام هم دين است و هم دولت، هم ايدئولوژي است و هم نظامي حكومتي.
پس از قيام امام خميني(ره) مبارزات عقيدتي و سياسي شهيد بهشتي به طور رسمي و به صورت سازمانيافته، با تكيه بر رهبري امام كه خود نيز تربيت يافتة مكتب او بود، در ابعاد گوناگون آغازشد. مبارزات عقيدتي وي بر اين اساس بود كه در مجامع روشنفكران راجع به مسائل اسلامي، آرا و نظرات نويني اظهار ميكرد كه با طرز تفكر قشريون سنتي وفق نميداد و لهذا برخي از آنان با وي به نزاع ميپرداختند و بيش از همه ياران امام و انقلاب او را هدف تيرهاي تهمت و افترا قرار ميدادند و از سوي ديگر، آماج تيرهاي سهمگين وابستگان به شرق و التقاطيون ماترياليست و منافقان چندين چهره قرار گرفت كه سرانجام در 7 تير به صورت انفجار عقدهها و احقاد جاهلي بروز كرد.
بهشتي مردي بسيار تيزهوش و كاردان و مدبّر و خونسرد و بردبار بود و بااخلاق خويش و سكوت عليوارش درس وارستگي و تهذيب را القا ميكرد. در تأسيس و سازمان دادن و هماهنگكردن و تأكيد بر لزوم تشكيلات مجامع اسلامي مهارت شگرفي داشت، امّا نقش عمده وي جهت دادن اين مجامع به اسلام راستين انقلابي و هدايت آنها، در كانال واقعي و صراط مستقيم و جلوگيري از انحرافات و برداشتهاي غلط و غربگرايي و شرقزدگي قشر روشنفكر بود.
رابطه و سابقه او با امام خميني(ره) و اعتماد كامل امام(ره) به وي، شهيد بهشتي را در سالهاي مبارزه به صورت يكي از صاحبان سر ّامام و رازدار انقلاب درآورده بود و نقش خود را در اين رهگذر به خوبي ايفا ميكرد. بويژه در كارهاي انقلابي، مانند اعتصابها، راهپيماييها، نوشتن اعلاميهها، جبههگيريها و برخوردها صاحبنظر و قطب ارشاد و مرجع و تصميمگيرنده بود. وي در انجام كارهاي حساس، همواره از دوستان نزديك و باوفاي خويش مدد ميگرفت و اين جهات بود كه، دشمنان انقلاب اسلامي سرانجام حزب جمهوري را مورد هدف قرار دادند، و اولين هدفشان از ميان برداشتن رهبر حزب بود.
اگرچه حادثه تلخ و دردناك انفجار در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي ، ضايعه اي بزرگ براي كشور ما بود اما عده اي معتقدند كه اين حادثه پيام مهمي براي ما داشت. نظر شما در اين خصوص چيست؟
سالگرد شهادت آيت الله بهشتي و 72 تن از ياران انقلاب و همرزمان آن شهيد عالي قدر، نقطه عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي و تكامل آن است. اگرچه اين انفجار يك فاجعه دردناك بود ولي ماهيت افراد نفوذي را در دل اين انقلاب نشان داد.آن انفجار هشداري براي ملت ما بوده و امروز هم هست. ما امروز دست هاي عاملان انفجار هفت تير را در اغتشاشات و آشوب هاي بعد از انتخابات رياست جمهوري مي بينيم.
شهيد آيت الله دكتر بهشتي از مفاخر انقلاب ما بود و به عنوان يك الگو و اسوه شناخته شده است. به نظر شما چه ويژگي هايي باعث برجستگي وجود ايشان در عرصه هاي مختلف انقلاب شد؟
شهيد بهشتي يك انسان خود ساخته اي بود كه قدرت دگر سازي را در خود داشت. او انساني بود كه خود را با محتواي اسلام در ابعاد مختلف تطبيق داده بود، بخصوص بعد معنويت. قدرت توكل و بينش ديني او بسيار بود و با انديشه حاكم كردن دين در جامعه تلاش گسترده اي داشت. دلايل اين خودسازي، نظم زبانزد و انضباط در تعاملاتش با جامعه، مجهز بودن به ابزار و علوم روز و آشنايي با فضاي زمان خود، دشمن شناسي و شناخت دقيق از مباني اسلام بود. اين بزرگوار صاحب انديشه تشكيلاتي بود و در هر كجا كه قرار مي گرفت قدرت ايجاد يك انسجام و تشكيل جوامع كوچك و بزرگ را در سطوح مختلف داشت.
از جمله امتيازات انديشه تشكيلاتي، يكي تقويت نيرو و كادر است كه ما شاهد هستيم در سال 1333 شمسي مرحوم شهيد مظلوم بهشتي در قم، دبيرستان دين و دانش را تاسيس مي كند. تاسيس اين دبيرستان در جهت تربيت نيروهايي است مبتني بر اصول اسلامي. او به طور جدي وارد عرصه تربيت نيرو و انسجام بخشي به گروه هاي مسلمان مي شود و موفقيت هاي بزرگي نصيب جامعه اسلامي مي شود. مرحوم شهيدبهشتي مسئول اداره مركز اسلامي هامبورگ در آلمان مي شود و در اروپا اهدافي را دنبال مي كند و در آنجا هم به تربيت نيرو و تشكل هاي پرثمري از جمله اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان اقدام مي كند.
ساماندهي نيروهاي جوان دبيرستان ها و دانشگاه ها، جامعه روحانيت و بازار قبل از پيروزي انقلاب اسلامي از ديگر كارهاي دكتر بهشتي در راستاي تربيت نيرو و كادر سازي بود. بنده از جمله كساني هستم كه در سال هاي 1347 تا 48 در دبيرستان صارميه اصفهان جزء اين شبكه سامان يافته بودم كه تحت امر ايشان و دوستانشان بود. پيوند اين نيروها در مراكز مختلف در قبل از انقلاب اثر خود را در جريان انقلاب مي گذارد و اثرگذاري آن كاملامشهود است.
نقش شهيد دكتر بهشتي در تشكيل و ساماندهي جامعه روحانيت مبارز چه بود؟ علت اينكه شهيد بهشتي به دنبال شكل دهي به يك چنين تشكيلاتي بودند چه بود و چه اثراتي داشت؟
از جمله تشكيلاتي كه شهيد مظلوم دكتر بهشتي به وجود آوردند جامعه روحانيت مبارز تهران است. ما شاهديم در سال 1357 تشكيلاتي به نام جامعه روحانيت مبارز ايجاد مي شود. يعني تمام روحانيون مبارز كشور را منسجم كردند و به دليل اينكه روحانيت يك قشر عظيمي هستند و در سطح كشور پراكنده اند و اثرات عميقي بر جامعه مي گذارند، آنها را تشكيلاتي به نام جامعه روحانيت مبارز منسجم كردند. حركتي كه در اين جهت ايجاد شد اثراتي داشت كه ما اين اثرات را در قبل و بعد از انقلاب شاهدش بوديم. نمونه ديگر تشكل فراگيري به نام حزب جمهوري اسلامي بود كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به وجود مي آيد. اين دو تشكل تقريبا مي توانستند كل جامعه را منسجم و متشكل كنند. دشمنان اسلام اين موضوع را خوب مي فهمند و احساس مي كنند آن جمله اي كه حضرت امام (ره) راجع به ايشان فرمودند كه شهيد بهشتي مثل يك ملت بود براي ملت ما كاملادرست است لذا براي شهادت ايشان دست به كار مي شوند.
شهيد بهشتي به آموزش نيروها چقدر بها مي داد؟
شهيد بهشتي دغدغه كادرسازي داشت و به دنبال تربيت نيروهاي توانمند و كارآزموده براي انقلاب بود. ايشان در حوزه قضا، پليس قضائي را پايه گذاري كرد. ارتقاي سطح دانش و بينش افراد فرهيخته در قالب مباحث علمي، اقتصادي، سياسي و حكومتي از جمله كلاسي كه در حزب جمهوري اسلامي بود به دست منافقين كور دل بمب گذاري شد و 72 تن به شهادت رسيدند، از دغدغه هاي ايشان بود. نكته ديگر قدرت نظريه پردازي اين بزرگوار در صحنه حكومت بود به طور مثال نقش شهيد بهشتي در سطر سطر قانون اساسي را مي توان مشاهده كرد.
علاوه بر شهيد بهشتي چه شخصيت هاي ديگري با ايشان در جامعه روحانيت مبارز، فعاليت و همكاري مي كردند؟
جامعه روحانيت مبارز از روحانيون انقلابي شكل گرفت. اين روحانيون از سال 1356 با توجه به تجربه فراواني كه داشتند با هدف مبارزه سازمان يافته با رژيم استبدادي پهلوي و تاسيس حكومت اسلامي دور هم جمع شدند. محور اين حركت شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بود. شخصيت هايي كه در آن زمان با محوريت ايشان حركت كردند عبارت بودند از مرحوم شهيد آيت الله مطهري، مفتح، باهنر، محلاتي، مقام معظم رهبري، موسوي اردبيلي، مهدوي كني، هاشمي رفسنجاني، امامي كاشاني، موحدي كرماني و عميد زنجاني . نقش هر كدام از اين بزرگواران در جامعه و انقلاب برجسته است و هريك جايگاه خود را دارند. جامعه روحانيت مبارز در آذرماه سال 1357 ضمن تلاش گسترده اي كه در جهت ايجاد راهكارهاي مبارزه همراه با آيت الله مطهري انجام داد هسته اصلي آن را سامان داد. و اين مسئله توانست تحولاتي را در اطلاع رساني به توده مردم و تشكيل راهپيمايي ها و جلساتي كه داشتند ايجاد كند. اين نكته بسيار مهمي در جهت ساماندهي مبارزات بود.
نقش شهيد بهشتي در نگارش مرامنامه جامعه روحانيت مبارز چه بود؟
ايشان در اين زمينه هم فعال بودند و نقش برجسته اي در نوشتن اين مرامنامه داشتند.
مرحوم شهيد دكتر بهشتي به دليل بالابودن قدرت نظريه پردازيشان مرامنامه جامعه روحانيت مبارز را نوشتند و اين هم از افتخارات جامعه روحانيت مبارز است و برهمين اساس در سالهايي كه مرامنامه تجديدنظر مي شود، مبناي فكري ايشان بركليت اين مرامنامه حاكم است.و آن ساختار سازي كه ناشي از روحيه تشكيلاتي ايشان بود حاكم برجامعه روحانيت مبارز هست.
انقلاب اسلامي ما در يك حادثه، كليدي ترين نيروهاي خود را از دست داد. طبيعتا اين فاجعه مي بايست حركت انقلاب و تداوم آن را دچار مشكل كند و انقلاب را با بحران مواجه سازد. اما انقلاب به حيات خود ادامه داد. به نظر شما علت اين تداوم چه بود؟
به تعبيري رمز پايداري انقلاب اسلامي بعد از جريان 7 تير در چند نكته نهفته است . مطلب اول نقش اقتدار وجودي حضرت امام خميني(ره) و محوريت حاكميت ديني در جامعه اسلامي ما است. با اينكه اول انقلاب بود و مسائل زيادي براي انقلاب پيش آمده بود اما نقش محوري حضرت امام (ره) در تمام عرصه ها نقش اول را ايفا مي كرد .
نكته دوم وجود روحانيون دلسوز و علاقه مند به انقلاب است كه نقش اساسي آنها پيشتازي و پشگامي در مبارزات سياسي است . روحانيت با تمام عيار حركت خود در صحنه داخلي و بين المللي حضور داشته است . در حقيقت مرد سياست و مبارزه بوده است . لذا روحانيون در سنگرهاي منابر و ساير سنگرهاي ديگر قدرت اطلاع رساني به توده مردم در جهت ارتقاي فهم سياسي جامعه نقش اساسي داشته اند .
نكته سوم پشتيباني مردم از حضرت امام (ره) و تكيه برقدرت امت بزرگ اسلامي است كه نقش اساسي در پايداري انقلاب اسلامي داشته و امروز هم دارد. شما روز جمعه در نماز جمعه ديديد كه مقام معظم رهبري وقتي حضور پيدا كردند سيل خروشان ملت به سمت نماز جمعه حركت كردند. دشمن هم هميشه تلاش مي كند همواره بين روحانيت و مردم انشقاق ايجاد كند.
نكته ديگري كه بايد به اين موضوع اضافه كنم، مباني ارزشي است كه انقلاب اسلامي ما براساس آن سامان پيدا كرد . مردم ما به اين مباني به خوبي توجه دارند و حضرت امام هم براساس همين مباني ارزشي ديني انقلاب را به پا كرد. يكي از وجوه اين اصول اصل تفكيك ناپذيري دين از سياست است. تلاش استكبار درطول سالهاي گذشته اين بوده كه دين را از سياست جدا كند تا شايد بين جامعه تفرقه ايجاد كند.
گردآوری :گروه جامعه و سیاست تبیان زنجان
http://tebyan-zn.ir/politics.html
این وبلاگ بمنظور ترویج و توسعه فرهنگ ومعارف اسلامی ایجادشده است.