بیانات رهبر انقلاب در اجلاس بینالمللی علما و بیداری اسلامی
بیانات رهبر انقلاب در اجلاس بینالمللی علما و بیداری اسلامی
09 / 02 /1392
مقدمه:
اجلاس علما و بیداری اسلامی با سخنرانی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی از روزدوشنبه 9 اردیبهشت ماه 1392به مدت 2 روز در سالن اجلاس سران آغاز به کار کرددر این اجلاس حدود 700 نفر از علما، انديشمندان، نخبگان و روحانيون برجسته جهان اسلام حضور داشتند.
*متن کامل بیانات ولی امر مسلمین در اجلاس جهانی " علمای امت و بیداری اسلامی " بدین شرح است:[1]
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد المصطفی و ءاله الأطیبین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین»
به شما میهمانان عزیز خوشامد میگویم و از خداوند عزیز و رحیم میخواهم که به این تلاش جمعی برکت دهد و آن را گام مؤثری در جهت بهروزی مسلمانان سازد. «انّه سمیع مجیب».
1 – بیداری اسلامی اگرسالم بماند تمدن اسلامی را رقم می زند.
موضوع «بیداری اسلامی» که شما در این اجلاس به آن خواهید پرداخت، امروزه در صدر فهرست مسائل جهان اسلام و امت اسلامی است؛ پدیده ی شگرفی است که اگر باذن اللَّه سالم بماند و ادامه یابد، قادر خواهد بود سربرآوردنِ تمدن اسلامی را در چشم اندازی نه چندان دوردست، برای امت اسلامی و آنگاه برای جهان بشریت رقم زند.آنچه امروز در برابر چشم ما است و هیچ انسان مطّلع و هوشمندی نمیتواند آن را انکار کند، آن است که اکنون اسلام از حاشیه ی معادلات اجتماعی و سیاسی جهان خارج شده و در مرکز عناصر تعیین کننده ی حوادث عالم، جایگاهی برجسته و نمایان یافته است و نگاه تازه ای را در عرصه ی زندگی و سیاست و حکومت و تحولات اجتماعی عرضه میکند؛ و این در دنیای کنونی که پس از شکست کمونیزم و لیبرالیزم، دچار خلأ عمیق فکری و نظری است. پدیده ای مهم و پرمعنی به شمار میرود. این نخستین اثری است که حوادث سیاسی و انقلابی در شمال آفریقا و منطقه ی عربی، در مقیاس جهانی بر جای گذاشته است، و خود مبشّر حقایق بزرگتری است که در آینده اتفاق خواهد افتاد.بیداری اسلامی که سخنگویان جبهه ی استکبار و ارتجاع حتّی از به زبان آوردن نام آن نیز پرهیز می کنند و می ترسند، حقیقتی است که اکنون تقریباً در سراسر دنیای اسلام می توان نشانه های آن را دید. بارزترین نشانه ی آن، اشتیاق افکار عمومی و بویژه در قشرهای جوان، به احیاء مجد و عظمت اسلام و آگاه شدن آنان از ماهیت نظام سلطه ی بین المللی و آشکار شدن چهره ی وقیح و ستمگر و مستکبر دولتها و کانون هائی است که بیش از دویست سال شرق اسلامی و غیراسلامی را در زیر پنجه های خونین خود فشرده و با نقاب تمدن و فرهنگ، هستی ملت ها را دستخوش قدرت طلبیِ بیرحمانه و تجاوزگرانه ی خود کرده اند.ابعاد این بیداری مبارک بسی گسترده و دارای امتدادی رمزگونه است؛ ولی آنچه از دستاوردهای نقد آن در چند کشور شمال آفریقا دیده شد، میتواند دلها را به نتائج بزرگ و شگرف آینده به اطمینان برساند. همواره تحقق معجزگون وعده های الهی، نشانه ی امیدبخشی است که تحقق وعده های بزرگتر را نوید میدهد. حکایت قرآن از دو وعده ای که خداوند به مادر موسی داد، نمونه ای از این تاکتیک ربوبی است.در آن هنگامه ی دشوار که فرمان به آب افکندن صندوق حامل نوزاد داده شد، خطاب الهی وعده فرمود که: «... إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ».(1) تحقق وعده ی اول که وعده ی کوچکتر و مایه ی دلخوشی مادر بود، نشانه ی تحقق وعده ی رسالت شد، که بسی بزرگتر و البته مستلزم رنج و مجاهدت و صبر بلندمدت بود: «فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ».(2) این وعده ی حق، همان رسالت بزرگ است که پس از چند سال تحقق یافت و مسیر تاریخ را تغییر داد.نمونه ی دیگر، یادآوری قدرت فائقه ی الهی در سرکوب مهاجمان به بیت شریف است، که خداوند به وسیله ی پیامبر اعظم، برای تشویق مخاطبان، به امتثال امر: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ »(3) به کار میبرد و میفرماید: «أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ».(4) یا برای تقویت روحی پیامبر محبوبش و باور وعده ی : «مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى »،(5) از یادآوری نعمت معجزگون : «أ لم یجدک یتیما فأوی. و وجدک ضالّا فهدی» بهره میگیرد. و چنین نمونه هائی در قرآن بسیار است.آن روز که اسلام در ایران پیروز شد و توانست دژ آمریکا و صهیونیزم را در یکی از حساسترین کشورهای این منطقه ی بسیار حساس فتح کند، اهل عبرت و حکمت دانستند که اگر صبر و بصیرت را به کار گیرند، فتوحات دیگر پی درپی فرا خواهد رسید؛ و فرا رسید.واقعیتهای درخشان در جمهوری اسلامی که دشمنان ما بدان اعتراف میکنند، همه در سایه ی اعتماد به وعده ی الهی و صبر و مقاومت و استمداد از خداوند به دست آمده است. مردم ما همواره در برابر وسوسه ی ضعفائی که در مقاطع اضطراب انگیز، ندای: «... إِنَّا لَمُدْرَكُونَ »(6) سر میدادند، نهیب زده اند که : «...كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ».(7)امروز این تجربه ای گرانبهاء در دسترس ملتهائی است که در برابر استکبار و استبداد قد علم کرده و توانسته اند حکومتهای فاسد و گوش به فرمان و وابسته به آمریکا را سرنگون ساخته یا متزلزل کنند.ایستادگی و صبر و بصر و اعتماد به وعده ی: «... وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ »(8) خواهد توانست این مسیر افتخار را تا رسیدن به قله ی تمدن اسلامی، در برابر امت اسلامی هموار کند.اکنون در این جلسه ی مهم که جمعی از علمای امت از کشورها و مذاهب گوناگون اسلامی در آن حضور یافته اند، شایسته میدانم به بیان چند نکته ی لازم در مسائل بیداری اسلامی بپردازم:
2 – جایگاه اسلام در معادلات جهانی و نقش علمای دین در بیداری اسلامی
اولین مطلب آن است که نخستین امواج بیداری در کشورهای این منطقه که همزمان با آغاز ورود پیشقراول های استعمار آغاز شد، غالباً به وسیله ی علمای دین و مصلحان دینی پدید آمد. نام رهبران و شخصیتهای برجسته چون سیدجمال الدین و محمد عبده و میرزای شیرازی و آخوند خراسانی و محمود الحسن و محمدعلی و شیخ فضل اللَّه و حاج آقا نوراللَّه و ابوالاعلی مودودی و دهها روحانی معروف بزرگ و مجاهد و متنفذ از کشورهای ایران و مصر و هند و عراق در صفحات تاریخ برای همیشه ثبت و ضبط است.
در دوران معاصر هم نام درخشان «امام خمینى» عظیم چون ستارهى پرفروغى بر تارک انقلاب اسلامى ایران میدرخشد. در این میان، صدها عالم معروف و هزاران عالم غیرمعروف نیز، امروز و دیروز، نقشآفرین حوادث اصلاحى بزرگ و کوچک در کشورهاى گوناگون بودهاند. فهرست مصلحان دینى از قشرهاى غیرروحانى همچون حسنالبناء و اقبال لاهورى نیز بلند و اعجابانگیز است.روحانیان و رجال دینشناس کمابیش در همه جا مرجع فکرى و سنگ صبور روحى مردم بودهاند و هرجا که در هنگامهى تحولات بزرگ، در نقش هدایتگر و پیشرو ظاهر شده و در پیشاپیش صفوف مردم در مواجهه با خطرات حرکت کردهاند، پیوند فکرى میان آنان و مردم افزایش یافته و انگشت اشارهى آنان در نشان دادن راه به مردم، اثرگذارتر بوده است. این به همان اندازه که براى نهضت بیدارى اسلامى داراى سود و برکت است، براى دشمنان امت و کینهورزان با اسلام و مخالفان حاکمیت ارزشهاىاسلامى ، دغدغهآفرین و نامطلوب است و سعى میکنند این مرجعیت فکرى را از پایگاههاى دینى سلب کرده و قطبهاى جدیدى براى آن بتراشند؛ که به تجربه دریافتهاند که با آنان میتوان بر سر اصول و ارزشهاى ملى براحتى معامله کرد! چیزى که در مورد عالمان باتقوا و رجال دینىِ متعهد هرگز اتفاق نخواهد افتاد.این، وظیفهى عالمان دین را سنگینتر میکند. آنها باید با هوشیارى و دقت فراوان، و با شناخت شیوهها و ترفندهاى فریبندهى دشمن، راه نفوذ را بکلى ببندند و فریب دشمن را ناکام کنند. نشستن بر سفرهى رنگین متاع دنیا، از بزرگترین آفتها است. آلوده شدن به صله و احسانِ صاحبان زر و زور و نمکگیر شدن در برابر طاغوتهاى شهوت و قدرت، خطرناکترین عامل جدائى از مردم و از دست دادن اعتماد و صمیمیت آنها است. منیّت و قدرتطلبى که سستعنصران را به گرایش به سوى قطبهاى قدرت فرا میخواند، بستر آلودگى به فساد و انحراف است. این آیهى قرآن را همواره باید در گوش داشته باشند که: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ».(9)
امروز در دوران حرکتهاى امیدبخش بیدارى اسلامى، گاه صحنههائى دیده میشود که نمایشگر تلاش عملهى آمریکا و صهیونیسم براى تراشیدن مرجعیتهاى فکرىِ نامطمئن از یک سو، و تلاش قارونهاى شهوتران براى کشاندن اهل دین و تقوا بر سر بساط مسموم و آلودهى خود، از سوى دیگر است. علماى دین و رجال دیندار و دینمدار، باید بشدت مراقب و دقیق باشند.
دومین نکته، لزوم ترسیم هدف بلندمدت براى بیدارى اسلامى در کشورهاى مسلمان است؛ نقطهى متعالى و والائى که بیدارى ملتها را باید سمت و سو دهد و آنان را به آن نقطه برساند. با شناسائى این نقطه است که میتوان نقشهى راه را ترسیم کرد و هدفهاى میانى و نزدیک را در آن مشخص نمود.امروز در دوران حرکت هاى امیدبخش بیدارى اسلامى، گاه صحنههائى دیده میشود که نمایشگر تلاش عملهى آمریکا و صهیونیسم براى تراشیدن مرجعیتهاى فکرىِ نامطمئن از یک سو، و تلاش قارونهاى شهوتران براى کشاندن اهل دین و تقوا بر سر بساط مسموم و آلودهى خود، از سوى دیگر است. علماى دین و رجال دیندار و دینمدار، باید بشدت مراقب و دقیق باشند.
3 – شکل گیری تمدن اسلامی در سایه بیداری اسلامی
دومین نکته، لزوم ترسیم هدف بلندمدت براى بیدارى اسلامى در کشورهاى مسلمان است؛ نقطهى متعالى و والائى که بیدارى ملتها را باید سمت و سو دهد و آنان را به آن نقطه برساند. با شناسائى این نقطه است که میتوان نقشهى راه را ترسیم کرد و هدفهاى میانى و نزدیک را در آن مشخص نمود. این هدف نهائى نمیتواند چیزى کمتر از «ایجاد تمدن درخشان اسلامى» باشد. امت اسلامى با همهى ابعاض خود در قالب ملتها و کشورها، باید به جایگاه تمدّنىِ مطلوب قرآن دست یابد. شاخصهى اصلى و عمومى این تمدن، بهرهمندى انسانها از همهى ظرفیتهاى مادى و معنوىاى است که خداوند براى تأمین سعادت و تعالى آنان، در عالم طبیعت و در وجود خود آنان تعبیه کرده است. آرایش ظاهرى این تمدن را در حکومت مردمى، در قوانین برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخگوئى به نیازهاى نوبهنوى بشر، در پرهیز از تحجر و ارتجاع و نیز بدعت و التقاط، در ایجاد رفاه و ثروت عمومى، در استقرار عدالت، در خلاص شدن از اقتصاد مبتنى بر ویژهخوارى و ربا و تکاثر، در گسترش اخلاق انسانى، در دفاع از مظلومان عالم، و در تلاش و کار و ابتکار، میتوان و باید مشاهده کرد. نگاه اجتهادى و عالمانه به عرصههاى گوناگون، از علوم انسانى تا نظام تعلیم و تربیت رسمى، و از اقتصاد و بانکدارى تا تولید فنى و فناورى، و از رسانههاى مدرن تا هنر و سینما، و تا روابط بینالملل و غیره و غیره، همه از لوازم این تمدنسازى است.تجربه نشان داده است که اینها همه، کارهاى ممکن و در دسترس توانائیهاى جوامع ما است. نباید با نگاه شتابزده یا بدبینانه به این چشمانداز نگریست. بدبینى به توانائیهاىخود، کفران نعمت الهى است؛ و غفلت از امداد الهى و کمک سنتهاى آفرینش، فرو لغزیدن به ورطهى: «...الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا »(10) است. ما میتوانیم حلقهى انحصارات علمى و اقتصادى و سیاسىِ قدرتهاى سلطهگر را بشکنیم و امت اسلامى را پیشروِ احقاق حق اکثریت ملتهاى جهان که اینک مقهور اقلیت مستکبرند، باشیم.تمدن اسلامى میتواند با شاخصههاى ایمان و علم و اخلاق و مجاهدت مداوم، اندیشهى پیشرفته و اخلاق والا را به امت اسلامى و به همهى بشریت هدیه دهد و نقطهى رهائى از جهانبینى مادى و ظالمانه و اخلاقِ به لجن کشیدهاى که ارکان تمدن امروزىِ غربند، باشد.
مطلب سوم آن است که در نهضتهاى بیدارى اسلامى باید تجربهى تلخ و دهشتناک تبعیت از غرب در سیاست و اخلاق و رفتار و سبک زندگى، مورد توجه دائم باشد. کشورهاى مسلمان در بیش از یک قرن تبعیت از فرهنگ و سیاست دولتهاى مستکبر، به آفات مهلکى همچون وابستگى و ذلت سیاسى، فلاکت و فقر اقتصادى، سقوط فضیلت و اخلاق، عقبماندگى خجلتآور علمى، دچار شدند؛ و این در حالى بود که امت اسلامى از سابقهاى افتخارانگیز در همهى این عرصهها برخوردار بود.این سخن را نباید به معنى دشمنى با غرب دانست. ما با هیچ گروهى از انسانها به خاطر تمایز جغرافیائى، دشمنى نداریم. ما از على (علیهالسّلام) آموختهایم که در بارهى انسانها فرمود : «امّا اخ لک فى الدّین او نظیر لک فى الخلق».(11) ادعانامهى ما، علیه ظلم و استکبار، و تحکّم و تجاوز، و فساد و انحطاط اخلاقى و عملى است که از سوى قدرتهاىاستعمارى و استکبارى بر ملتهاى ما وارد شده است. هماکنون نیز تحکّمها و دخالتها و زورگوئیهاى آمریکا و برخى دنبالهروانش در منطقه را در کشورهائى که نسیم بیدارى در آنها به طوفان قیام و انقلاب بدل شده است، مشاهده میکنیم.وعدهها و وعیدهاى آنان نباید در تصمیمها و اقدامهاى نخبگان سیاسى و در حرکت عظیم مردمى اثر بگذارد. در اینجا نیز باید از تجربهها درس بیاموزیم. آنها که در طول سالیان به وعدههاى آمریکا دل خوش کرده و رکون به ظالم را مبناى مشى و سیاست خود ساختند، نتوانستند گرهى از کار ملت خود بگشایند، یا ستمى را از خود یا دیگران برطرف کنند. آنها با تسلیم در برابر آمریکا نتوانستند از ویرانىِ حتّى یک خانهى فلسطینى در سرزمینى که متعلق به فلسطینیان است، جلوگیرى کنند. سیاستمداران و نخبگانىکه فریفتهى تطمیع یا مرعوب تهدید جبههى استکبار شوند و فرصت بزرگ بیدارى اسلامى را از دست دهند، باید از این تهدید الهى بیمناک باشند که فرمود: «أ لم تر الى الّذین بدّلوا نعمت اللَّه کفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم یصلونها و بئس القرار».(12)
4 – هشیاری و بیداری در قبال تفرقه و اختلاف افکنی دشمنان
نکتهى چهارم آن است که امروز یکى از خطرناکترین چیزهائى که نهضت بیدارى اسلامى را تهدید میکند، اختلافافکنى و تبدیل این نهضتها به معارضههاى خونین فرقهاى و مذهبى و قومى و ملّى است. این توطئه هماکنون از سوى سرویسهاى جاسوسى غرب و صهیونیزم، با کمک دلارهاى نفتى و سیاستمداران خودفروخته، از شرق آسیا تا شمال آفریقا و بویژه در منطقهىعربى ، با جد و اهتمام دنبال میشود و پولى که میتوانست در خدمت بهروزى خلق خدا باشد، خرج تهدید و تکفیر و ترور و بمبگذارى و ریختن خون مسلمانان و برافروختن آتش کینههاى درازمدت میگردد. آنها که قدرت یکپارچهى اسلامى را مانع هدفهاى خبیث خود میدانند، دامنزدن به اختلافها در درون امت اسلامى را آسانترین راه براى مقصود شیطانى خود یافتهاند و تفاوتهاى نظرى در فقه و کلام و تاریخ و حدیث را - که طبیعى و اجتنابناپذیر است - دستاویز تکفیر و خونریزى و فتنه و فساد ساختهاند.نگاه هوشمندانه به صحنهى درگیریهاى داخلى، دست دشمن را در پس این فاجعهها بروشنى نشان میدهد. این دست غدّار، بىشک از جهلها و عصبیتها و سطحىنگرىها در میان جوامع ما بهرهبردارى میکند و بر روى آتش، بنزین میریزد. وظیفهى مصلحان و نخبگان دینى و سیاسى در این ماجرا بسیار سنگین است.اکنون لیبى به گونهاى، مصر و تونس به گونهاى، سوریه به گونهاى، پاکستان به گونهاى، و عراق و لبنان به گونهاى درگیر یا در معرض این شعلههاى خطرناکند. باید بشدت مراقب و در پى علاج بود. سادهاندیشى است که این همه را به عوامل و انگیزههاى عقیدتى و قومى نسبت دهیم. تبلیغات غرب و رسانههاى منطقهاىِ وابسته و مزدور، جنگ ویرانگر در سوریه را نزاع شیعه و سنّى وانمود میکنند و حاشیهى امنى براى صهیونیستها و دشمنان مقاومت در سوریه و لبنان پدید مىآورد. این در حالى است که دو طرف نزاع در سوریه، نه سنّى و شیعه، بلکه طرفداران مقاومت ضدصهیونیستى و مخالفان آنند. نه دولت سوریه یک دولت شیعى، و نه معارضهى سکولار و ضد اسلامِ آن یک گروه سنّىاند. تنها هنر گردانندگان این سناریوى فاجعهآمیز آن است که توانستهاند از احساسات مذهبىِ سادهاندیشان در این آتشافروزى مهلک استفاده کنند. نگاه به صحنه و دستاندرکاران سطوح مختلف آن، میتواند مسئله را براى هر انسان منصفى روشن کند.این موج تبلیغات در مورد بحرین نیز به گونهاى دیگر به دروغ و فریب سرگرم است. در بحرین، اکثریتى مظلوم که سالهاى متمادى است از حق رأى و دیگر حقوق اساسىیک ملت، محرومند، به مطالبهى حق خود برخاستهاند. آیا چون این اکثریتِ مظلوم شیعهاند و حکومت جبارِ سکولار، متظاهر به سنىگرى است، باید این را نزاع شیعه و سنّى دانست؟ استعمارگران اروپائى و آمریکائى و همپیالههاى آنان در منطقه البته میخواهند چنین وانمود کنند، ولى آیا این حقیقت است؟اینها است که علماى دین و مصلحان منصف را به تأمل و دقت و احساس مسئولیت فرا میخواند و شناختن هدفهاى دشمنان در عمده کردن اختلافات مذهبى و قومى و حزبى را بر همه فرض میسازد.نکتهى پنجم آن است که درستى مسیر نهضتهاى بیدارى اسلامى را از جمله باید در موضعگیرى آنان در قبال مسئلهى فلسطین جستجو کرد. از60 سال پیش تاکنون داغىبزرگتر از غصب کشور فلسطین بر دل امت اسلامى نهاده نشده است. فاجعهى فلسطین از روز اوّل تاکنون، ترکیبى از کشتار و ترور و ویرانگرى و غصب و تعرض به مقدسات اسلامى بوده است. وجوب ایستادگى و مبارزه در برابر این دشمن حربى و غاصب، مورد اتفاق همهى مذاهب اسلامى و محلّ اجماع همهى جریانات صادق و سالِم ملّى بوده است. هر جریانى در کشورهاى اسلامى که این وظیفهى دینى و ملى را به ملاحظهى خواست تحکّمآمیز آمریکا یا به بهانهى توجیههاى غیرمنطقى، به دست فراموشى بسپارد، نباید انتظار داشته باشد که به چشم وفادارى به اسلام یا صداقت در ادعاى میهندوستى به او نگریسته شود. این یک محک است. هر کس شعار آزادى قدس شریف و نجات ملت فلسطین و سرزمین فلسطین را نپذیرد یا به حاشیه ببرد و به جبههى مقاومت پشت کند، متهم است. امت اسلامى باید در همه جا و همه وقت، این معیار و شاخصِ نمایان و اساسى را در مدنظر داشته باشد.
5 – ضرورت ایستادگی برسر اصول اسلامی و حضور مردم در صحنه
میهمانان عزیز! برادران و خواهران!
کید دشمن را هرگز از نظر دور مدارید. غفلت ما براى دشمنان ما فرصتآفرین است. درس على(علیهالسّلام) به ما این است که: «من نام لم ینم عنه».(13) تجربهى ما در جمهورى اسلامى در این زمینه نیز عبرتآموز است. با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، دولتهاى مستکبر غربى و آمریکا که مدتهاى مدید پیش از آن، طاغوت هاى ایرانى را در مشت خود گرفته و سرنوشت سیاسى و اقتصادى و فرهنگى کشورمان را رقم میزدند و نیروى پرقدرت ایمان اسلامى در درون جامعه را دستکم گرفته و از توان بسیج و هدایت اسلام و قرآن بىخبر مانده بودند، ناگهان به غفلت خود پى بردند و دستگاههاىحاکمیتى و سرویسهاى اطلاعاتى و اتاقهاى فرمان آنان به کار افتادند تا شکست فاحش خود را جبران کنند.
انواع توطئهها و ترفندها را در این سىوچند سال از آنان دیدهایم. چیزى که مکر آنان را نقش بر آب کرده است، در اصل دو عامل اساسى است: ایستادگى بر سر اصول اسلامى، و حضور مردم در صحنه. این دو عامل در همه جا کلید فتح و فرج است. عامل اوّل به وسیلهى ایمان صادقانه به وعدهى الهى، و عامل دوم به برکت تلاش مخلصانه و تبیین صادقانه تضمین میشود. ملتى که صدق و صمیمیت پیشوایان را باور کند، صحنه را از حضور پر برکت خود رونق میبخشد؛ و هر جا که ملت با عزم راسخ در صحنه بماند، هیچ قدرتى توان شکست دادن آن را نخواهد داشت. این تجربهى موفقى براى همهى ملت هائى است که با حضور خود بیدارى اسلامى را رقم زدند.از خداوند متعال هدایت و دستگیرى و کمک و رحمتش را براى شما و همهى ملتهاى مسلمان مسئلت میکنم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
*اجلاس بین المللی علما و بیداری اسلامی به روایت تصویر:
*پانوشت ها:
1) قصص: 7
2) قصص: 13
3) قريش: 3
4) فيل: 2
5) ضحى: 3
6) شعراء: 61
7) شعراء: 62
8) حج: 40
9) قصص: 83
10) فتح: 6
11) نهج البلاغه، نامهى 53
12) ابراهيم: 28 و 29
13) نهج البلاغه، نامهى 62
این وبلاگ بمنظور ترویج و توسعه فرهنگ ومعارف اسلامی ایجادشده است.